2008
سپتامبر
8
نام کاربری:
کلمه عبور:
نظر شما
خبر و گزارش
آيا خانه احمد شاملو موزه ميشود؟
06/07/2008 11:52:57
nedakazempour
در شهرك دهكده در يكي از خانهها، كه روزگاري احمد شاملو در آن ميزيسته، روز 12 تير ماه، نشستي با حضور وكلاي آيدا شاملو، ع.پاشايي كه سرپرستي اموال شاملو را بر عهده دارد و آيدا برگزار شد تا جزئيات مزايدهاي كه دوم تير ماه در كرج انجام شده بود و در آن وسايل احمد شاملو حراج شد، تشريح شود.
مصطفي ظهوري و محمد آقايي فر، وكلاي آيدا، بر ابطال اين مزايده اعتقاد داشتند و حالا آمده بودند كه هر چند كه دير شده بود، دربارهي اين مزايده سخن بگويند.
آنها معتقد بودند كه برندهي مزايده يعني سياوش شاملو بايد 10درصد وجه مزايده را پرداخت ميكرد و مقرر شده بود، 50 ميليون به حساب ريخته شود؛ يعني9 درصد وجه مزايده؛ اما او در آن روز، 37 ميليون واريز كرده و تا امروز پول ديگري به حساب نريخته است.
وكلاي آيدا به اين موضوع معترض شدهاند و تقاضاي ابطال يا تجديد مزايده را كردهاند.
اما كار چرا به مزايدهي وسايل شاملو انجاميد، ماجرا از روزي آغاز شد كه در 8 آذر 79 گواهي حصر وراثت صادر ميشود و سياوش، سيروس، و سامان و ساقي(فرزندان شاملو)و ريتا آتانث سركسسان(آيدا)همسر اين شاعر ، ورثه شاملو معرفي ميشوند.
اموال و وسايل شخصي شاملو همچون؛ لباس و كتابها و دستنوشتههاست وديگر بخش اموال ، هدايا و امانات دوستان شاملو به وي و همسرش كه مهمترين آن، مجسمهي سر شاملو از جنس برنز، اثر مددي، تابلوي نقاشي اثرايران درودي و تابلوي نقاشي عليرضا اسپهبد جزو اموال اين شاعر محسوب ميشوند.
آيدا چند سال پيش فهرستي كامل از تمام اموال موجود در خانه شاملو را به فرزند ارشد شاملو، جهت ثبت داد.
طبق سخنان آيدا، قرار شده بود، تا وي معادل ارزشي اموال به فرزندان پول بدهد و آن اموال در خانه باقي بمانند تا خانهاش با آن اموال تبديل به موزه شود و وجوهي را نيز به ورثه پرداخت. با اين وجود در سال 84 سياوش شاملو دادخواست تقسيم تركه را داد كه آيدا جلسات دادرسي شركت نكرد و ترجيح داد در اين زمينه سكوت كند.
او ليستي از اموال را تهيه ميكند و به كارشناسان دادگاه ارايه ميدهد، او حتي آنچه كه وسايل و جهيزيهي او تلقي مي شد را به عنوان اموال شاملو ليست ميدهد.
دادگاه پس از چندي در نهايت حكم به تقسيم و فروش اموال به طريق مزايده و تقسيم وجوه آن بين ورثه، صادر ميكند.
دادنامهي صادر شده، پس از ابلاغ به طرفين و عدم تجديدنظرخواهي، قطعي ميشود و در تاريخ 10 خرداد 86 اجرائيه صادر ميشود. پس از آن، آگهي مزايده داده ميشود اما چندروز قبل از مزايده 27آبان 86 موافقتنامهاي بين آيدا و سياوش شاملو به امضا ميرسد كه در آن طرفين توافق كردند كه كليهي اموال و داراييهاي زندگي شخصي زندهياد احمد شاملو به طور تمام و كمال متعلق به موزهي احمد شاملو كه به طور شخصي و خانوادگي افتتاح و داير خواهد گرديد، است. اموال و اثاثيهي مذكور تا زمان حيات ريتا آتانث سركيسيان و بعد از آيدا در محل منزل ايشان مستقر خواهد بود و پس از آيدا نيز از خانهي فعلي فقط به صورت موزه بايد استفاده شود و مديريت آن با اولاد ذكور نسل به نسل اداره خواهد شد. بند ديگر اين موافقتنامه نيز گفته بود، آيدا شاملو (ريتا آتانث سركيسيان) براي پيگيري امور افتتاح موزهي شخصي آثار زندهياد احمد شاملو وكالتي رسمي به سياوش شاملو اعطا خواهند كرد و هزينهها بايد به نسبت ميان وراث تقسيم شود.
سياوش شاملو شخصا اين موافقتنامه را به دايرهي اجراي احكام مدني كرج تقديم و عمليات اجرايي را متوقف كرد، با اين وجود و در تاريخ 17 ارديبهشت 87 او به بهانهي عدم اجراي بند سوم توافقنامه، تقاضاي تعقيب عمليات اجرايي و انجام مزايده را داد و با دستور مستقيم شعبهي صادركنندهي دادنامه آگهي مزايده داده شد.
ساعت 10 صبح روز 2 تير87 جهت اين امر تعيين شد. خانم شاملو نسبت به انجام مزايده به علت وجود موافقتنامهي موجود معترض شد. با اين توصيف اعتراض ايشان پذيرفته نميشود و مزايده با حضور و شركت انجام شد و شاملو با پينشهاد مبلغ 550 ميليون تومان برندهي مزايده شد.
او گفته است كه ميخواهد خود موزهاي به نام شاملو تشكيل دهد، اما حالا بحث ايناست كه بخشي از وسايل به مزايده گذاشته شده وسايلي است كه به آيدا و شاملو هديه داده شده بودند، آيدا ليستي را پيش از اين ارائه داد كه ليست لوازم شخصي منزل را از هدايا جدا كرده بود. كه سياوش شاملو اين ليست را براي ثبت ارايه نداد. اين شده كه بيش از 80 درصد اموال به مزايده گذاشته شده از نظر ارزشي اموال، اماني و هدايايي هستند كه صاحبان آنها درخواست برگرداندن اموالشان را دادهاند.
ع.پاشايي كه سرپرستي اموال شاملو را سالهاست برعهد دارد ميگويد: سياوش شاملو تا كنون مقدار قابل توجهي پول دريافت كرده است. شاملو معتقد بود كليهي كتابها بايد به نام آيدا باشد و غير از وصيت شفاهي، دهها بار اين را نوشته است. من و آيدا با آنكه سرپرست آثار شاملو هستيم تاكنون سرپرستي نكردهايم.
آيدا شاملو ميگويد همهي اين وسايل را از اينجا ببرند اصلا اهميتي ندارد، مگر زماني كه من و شاملو به اين خانه آمديم اين وسايل اينجا بود، اگر تكليف شود از اين خانه بروم، ميروم.
از صحبت از پيشنهاد تشكيل موزه در زمان حيات شاملو ميكند، موزهاي كه اينك پا در هواست و اصلا معلوم نيست كه فرزندان شاملو اين كار را انجام دهد.
آيدا همچنين دربارهي تصميم او و شاملو به به تشكيل بنيادي براي كمك به جوانان مستعد سخن ميگويد بينايد كه بازهم به دليل سنگاندازيهاي فرزندان او تشكيل نشد.
او ديگر به سهماش از اموال شاملو فكر نميكند، ميگويد: من به سهم احتياج ندارم؛ بچه كه نيستيم؛ ميتوانيم كار و زندگي كنيم؛ ورثه بودن، كار بزرگي نيست.
او معتقد است كه موزهشاملو بايد در خانه شاملو تشكيل شود، خانهاي كه شاملو در آن نفس كشيده و راه رفته، ونوشته است، سنگقبري كه زير كاج بلند آن خانه براي او نماد آرامگاه شاملوست، همان كه او در زمان حياتش وصيت كرده بود كه زير آن درخت دفنش كنند. حالا ميخواهند وسايل شاملو را به جايي ديگر ببرند، نه در خانهاي كه بيشتر شعرهاي ماندگارش را در آن خلق كرده است، وسايل او به جايي غير از آن خانه ميرود. بايد منتظر جواب دادگاه بود كه آيا اين مزايده را باطل اعلام خواهد كرد يا نه؟ و يا موزه احمد شاملو هم مانند موزهي نيما و هدايت كه مسكوت ماند، مسكوت خواهد ماند.
صفحه نخست
جامعه
سينما
موسيقی
رسانه
کارتون
زنان
دانش
سبک زندگی
ورزش
شناسنامه
تماس با ما
ارسال مطلب
سخنگاه
نظر شما
اشتراک مطالب
اشتراک آنلاين