2008 نوامبر 22
نام کاربری: کلمه عبور:
یه کمی ادیت
03/09/2008 11:12:53

گزارش مولتی میدیای خوبی از کار درآمده است، انتخاب اغلب تصاویر و شیوه روایت به درستی انجام شده است اما صرفنظر از محاسن کار، بد ندیدم به چند موردی که به نظر من قابل بازنگری است اشاره کنم:

- مدت گزارش بسیار طولانی به نظر می رسد، حدود هفت دقیقه! یادمان باشد که مخاطب ممکن است حوصله ش سر برود در مورد این سوژه،اگرچه به نظر من از ارزش خبری و مولفه های برجسته سازی برخوردار است، اما در عمل دست ما/گزارشگر برای بالا بردن تمپو یا وارد کردن عناصر جذاب به متن چندان باز نیست، بنابراین بهتر است بار دیگر گزارش را تدوین کرد و مدت آن را کاهش داد، پیشنهاد من برای این گونه گزارشها زیر چهار دقیقه است.

-فکر میکنم مخاطب عام و متوسط (نه شاید مخاطبی که تعطیلی دفتر زنان برایش اهمیت داشته باشد که در این صورت مخاطب خاص است) بعد از چند دقیقه ارتباط خود را با راوی از دست می دهد، این بستگی به عوامل دیگر هم دارد، در واقع ما فقط کمتر از یک دقیقه وقت داریم تا او را واداریم بقیه گزارش را ببیند، این دقیقا عین ساخت یک فیلم سینمایی است یعنی واقعه ورودی جذاب، نقطه اوج و سرانجام منحنی روایت به سمت اختتام.

-فرن در این میان به خوبی از این نگاه سینمایی/رسانه ای خود استفاده کرده است انتخاب نماها اغلب با این شیوه روایت کلاسیک همسوست. او حتی نمای معرف و نشانی مجله را هم به ما می دهد ولی اینها کافی نیستند، من ترجیح می دادم از نمای بازتری برای ورودی روایت و نقطه شروع جذاب تری استفاده می شد، متاسفانه در کار رسانه ای عذر و بهانه فایده ای ندارد، فقط نتیجه کار دیده می شود.

-پایه اصلی گزارش بر مصاحبه با سه زن عضو تحریریه است اما در ابتدای این مصاحبه ها نماهای مشخصی از چهره این سه تن دیده نمی شود در مورد مصاحبه شونده سوم ما فقط می توانیم حدس بزنیم او کیست.

-انتخاب نماها برای هماهنگی با متن در اغلب موارد با هوشمندی صورت گرفته است مثلا جایی که شهلا شرکت می گوید نمی توانستم بیشتر از این زیر بار قرض بروم نمایی از دست او در حال امضا کردن چک می بینیم اما مواردی هم وجود دارد که این هماهنگی وجود ندارد.

-موردی که گزارشگر می توانست روی آن بیشتر تکیه کند و بر جذابیت کار بیافزاید نماهای درشت از عکس العمل های حضار بود که مانند قطره اشکی بر صورت یکی از آنان در نماهای پایانی که به خوبی با موسیقی همراه شده بود، می توانست گزارش را زنده تر و جذاب تر کند.

-تصور می کنم اصل و پایه گزارش به خوبی شکل گرفته است و فقط کمی ادیت می توانست آن را جذاب تر کند در این مورد البته داشتن یک طرح کلی و یک طرح عملی در صحنه قبل از حضور در محل خیلی موثر است.

-در بیشتر موارد ساخت یک گزارش مولتی میدیا بی شباهت به ساخت یک فیلم داستانی نیست، چیزی که همه دانشجویان سینما البته در قالب فتو رمان کم و بیش تجربه کرده اند، روایت کردن یک داستان جذاب با رعایت ایجاز و در کمترین زمان ممکن همیشه سبب می شود که مخاطب برای تماشای دوباره گزارش مشتاق باشد.

اگر یک مخاطب اتفاقی این اشتیاق را یافت که گزارش را دو باره و سه باره ببیند آن گزارش عالی است، بنابراین بدون توجه به محدودیت های سوژه لطفا تصور کنید که دارید فیلم سینمایی اکشن می سازید!

یه کمی ادیت
03/09/2008 15:35:39
ُ«فکر کنید دارید یک فیلم اکشن می سازید» چرا باید این قاعده را به عنوان یک قاعده عام بپذیریم؟ آیا دلیلی غیر از عادت بیشتر مخاطبان به ضریاهنگ تند فیلن های اکشن در سینمای تجاری داریم؟آیا از ثبات و افزایش زمان تمرکز بر یک نماد به مثابه یک روش ایجاد تمرکز حسی نمی توان بهره گرفت؟
یه کمی ادیت
03/09/2008 16:11:00

مرسی از امید عزیز و البته جا دارد  ورودش را به زیگ زاگ تبریک بگم.

با کمی ادیت موافقم . اما اینکه فکر کنید اکشن می سازید توصیه غیر منطقی است. به نظر من جایگزین کلمه "اکشن" می تواند "جذاب "باشد. مثلاً در به این گزارش تصویری نگاه کنید. حس و تمرکز بر روی  آن فرد است که با شرایط خاصش در بیمارستان مخصوص بیماران سرطانی کار می کند. اینجا  روایت تصویری ، جذاب است نه اکشن.

مثلا برای همین گزارش مجله زنان تاکید بر نوع حس موجود در مجله ها و روزنامه هایی است که بسته می شوند واینکه بخواهیم همچین سوژه ای با آب وتاب نشان دهیم یا باید یک جانبه نگری کرد و یا زاویه دید را تغییر داد، یعنی هدف گزارش را  بر بسته شدن گذاشت  نه حس اعضای تحریریه.

فکر می کنم این حس برای خبرنگارانی که  در ایران هستند قابل لمس  است. بازخوری که شخصاٌ از خبرنگارهای داخلی داشتم برایم جالب بود. همه به نوعی  عمق و حس ماجرا را گرفته بودند. و البته همیشه همه گزارشها عامه پسند نیست :)

یه کمی ادیت
03/09/2008 20:15:53

ظاهرا منظورم از اینکه فکر کنید دارید فیلم اکشن می سازید بد فهمیده شده، منظورم دقیقا این بود که به همه مشخصه های جذاب شدن ماجرا فکر کنید یعنی کاراکترها، شخصیت پردازی، داستان، نقطه اوج، سوالها، درگیر کردن مخاطب، تمپوی مناسب و استفاده از عناصر بصری و صوتی لازم و...