مهرناز جان. خوشحالم که نوشتهای از تو را در زیگزاگ میبینم.
این نوشته توانسته بود تا حدی جمعهبازار معروف تهران را معرفی کند اما من شخصاً دوست داشتم تا بیش از این درباره این بازار بدانم. شاید جای صحبتی با فروشندگان یا خریداران این بازار خالی بود. یا بخش دیگری از آن که امروز اختصاص به خرید و فروش لباس دارد. یا حواشی دیگری چون اختصاصی بودن محل بساط هر فروشنده. برخی از فورشندگان این بازار اجناسی بسیار خاص را برای فروش میآورند و برای من جالب است که بدانم چطور این اجناس را صید میکنند. یا آنکه روزهای دیگر هفته را کجا هستند. آیا مغازه دارند یا خیر.
نکتهای کوچک را در نوشتهات دیدم. در جایی از مطلب از اصطلاح «در کوزه هیچ عطاری پیدا نمیشود» استفاده کرده بودی که به نظرم رسید درستش «در قوطی هیچ عطاری پیدا نمیشود» باشد.