این چیزی بود که من هم به فکرش افتادم اتفاقا.
به نظر من هم، متن نوشته و گزارش مولتی مدیا نباید یکسان باشه.فکر می کنم متن برای توضیحات و دادن اطلاعاته.مولتی مدیا برای روایت گزارش یا داستان.
مثلا توی همین گزارش، متن مثل یک گزارش کامل کار شده.اما متن کنار یک مولتی مدیا، اساسا نباید چنین گزارشی باشه.اینجا به نظر من، متن می تونست توضیحات کلی تری درباره ی زندگی خانم ناصری بده.و همین طور از نظر اجتماعی به درس خوندن و کار کردن اون زمان زنان بپردازه.و حتی اشاره ای هم به قانون کشف حجاب می کرد که خانم ناصری ازش صحبت می کنه.شاید متن خیلی کوتاه تر از الان می شد.
اونوقت خواننده با گرفتن این اطلاعات سراغ مولتی مدیا می رفت.و روایت زنی رو می شنید که در اون زمان درس خونده و کار کرده.درحالیکه اطلاعات بیرونی رو از فضای اون زمان گرفته، اینجا با دید یک نفر توی اون شرایط آشنا می شد.
و متن کناری و مولتی مدیا، به جای تکرار هم، مکمل هم می شدن.
به ویژه که این، واقعا مولتی مدیای خوبی بود.با عکس های خیلی عالی.گزارش گرفتن از زندگی شخصی یک نفر، از نظر آلبوم عکس، خیلی کار راحتی نیست.اما اینجا هادی تونسته عکس های خیلی خوبی از خانم ناصری جمع کنه.و همینطور هماهنگی صدا و تصویر.جایی که خانم ناصری از اینکه هیچ وقت بینشون حرف کار نکردن، نبوده می گه.و عکس، تصویر خودش و همسرش رو نشون می ده.درحالیکه توضیحی درباره ی ازدواجشون توی مولتی مدیا نیست، تصویر که کنار صدا می یاد، به خوبی توضیح می ده.