نقد نیما بهجا و مسموع است. من هم قصد داشتم موارد مشابهی رو برای گزارش مرضیه رسولی از صحبتهای مزروعی در انجمنصنفی بنویسم که نیما کاملترش رو نوشته اینجا.
من اساسا نمیتوانم بفهمم انجمنی که روزنامهنگاران آنلاین و چندرسانهای را روزنامهنگار حساب نمیکند، حمایتش عمدتا شاملحال روزنامهنگارهای سیاسی و اجتماعی میشود و نه حوزههای دیگر، و کسانی در راس آن قرار دارند که بیشتر به عنوان چهرههایی سیاسی شناخته میشوند تا چهرههای مطبوعاتی و روزنامهنگار، و سرانجام نمیتواند عدهای بیش از 50نفر را برای انتخابات هیئتمدیرهاش دور هم جمع کند، چهطور میتواند اینطور همهچیز را به گردن دعواهای سیاسی بیندازد و در ریشهیابی علت این برخورد وزارت کار، تلاش کند نیتخوانیهای عجیبوغریب «کیهان»منشانهای کند که بیشتر از جایگاه سیاسی اعضای هیئتمدیرهاش برمیآید تا جایگاه روزنامهنگارانهشان.
نیکآهنگ کوثر، روزنامهنگار ایرانی مقیم کانادا که زمانی به عنوان بازرس این انجمن به اصطلاح صنفی فعالیت میکرده، در وبلاگش بهخوبی به اصل قضیه
اشاره کرده است.
اگر آقای مزروعی بیش از آنکه دنبال بهرهبرداری سیاسی از این ماجرا باشد، واقعا دنبال زندهنگهداشتن این انجمن و کمککردن به روزنامهنگاران باشد، همان کاری را بکند که نیما پیشنهاد داده است: هیئتمدیره استعفا کند و راه را برای انتخاباتی قانونی برای این انجمن باز کند. مادامی که اساسنامهای در کار است و روزنامهنگارها خودشان حواسشان جمع است، لازم نیست ایشان نگران باشد که انجمن به دست "آنطرفی"ها بیفتد!
شعار «ملت قیم نمیخواهد» که بارها از طرف آقای مزروعی و جریان سیاسی متبوع ایشان مطرح شده، به همان اندازه لایق روزنامهنگاران است: «روزنامهنگار، قیم نمیخواهد!»
همه این نقدها، منکر برخوردهای جناحی و سیاسی با روزنامهنگاران و رسانهها از جانب دولت نهم نیست. به نظر من هم احتمال دارد وزارت کار بنا داشته باشد این انجمن را به هر روشی که شده منحل کند، اما بهانهای که آنها برای انحلال این انجمن مطرح میکنند، آنقدر قوی است که اتهام را بیشتر متوجه هیئتمدیره فعلی انجمن میکند.
کاش روزی برسد که هیچکس بنا ندشته باشد روزنامهنگاران، ارگان روابطعمومیاش باشند؛ نه حکومت و نه احزاب و گروههای سیاسی.
نکته دیگه اینکه نحوه پوشش این خبر در رسانههای داخلی و خارجی فارسیزبان، محک خوبی بود درباره میزان رعایت بیطرفی و دقت در تولید یک خبر. متاسفانه روزنامهنگارهای ایرانی اغلب از پس این کار برنیامدند و با دخالتدادن گرایشهای سیاسی و منفعت صنفی خود (که من نیز در آن با ایشان همداستان هستم)، خبرهای یکسویه و جانبدارانه بیرون دادند.
در این باره مشخصا از بیبیسیفارسی جای گله هست که چرا در پوشش خبری این برخورد وزارت کار با انجمنصنفی، بر خلاف اصول و آییننامههای خود، کمتر توجهی به انتقادهای روزنامهنگاران منتقد رویه انجمن و همچنین ادله و حرفهای وزارت کار نشان داد.
به نظرم حفظ بیطرفی و عینیت وقتی دشوارتر و مغتنمتر است که منافع خود روزنامهنگار در آن موضوع دخیل باشند.