بعد اجتماعی این گزارش، عجیب آدم را قلقلک می ده. بیشتر شبیه یک نوع هشدار بود که نگاه عمیق تری به هر چیز داشته باشیم.
بخش اول گزارش و لیدش طوری بود که حس کردم یک نوع رندی را در ادامه می بینم؛ اما ادامه اش کمی برام غمگین کننده بود. زندگی آدم هایی که دست، تنها وسیله امرار معاششان است و از قبال این همه کار و زحمت تنها سودی 200 تومانی نصیبشان می شود. و بخش آخر، ترس پیرزنی از فردا و از نبود و بیماری همسرش، نه فقط به خاطر علی که انگار بیشتر از فردای نامطمئن خود ترس داشت.