
گفته بودم همین دم گوشمان در خیابان های «ترکیه» هر دختری که بخواهد حجاب دارد و هر دختری که نخواهد، ندارد. این را وقتی گفته بودم که در طرح «امنیت اجتماعی» در ایران دخترانی را که «بد حجاب» خوانده میشدند، دستگیر میکردند. خیابان های شهر استانبولِ ترکیه شاید برای هر کسی که مسافری از ایران باشد، جلب توجه کند؛ زنان بیحجاب و باحجاب آزادانه در کنار یکدیگر قدم میزنند. البته این فقط یک روی سکه است، روی دیگر سکه ممنوعیت حجاب در دانشگاه ها، مدارس و مراکز دولتی این کشور است.
ماجرایی که به پایان نرسید
سال گذشته با به قدرت رسیدن حزب اسلامگرای «عدالت و توسعه»، استفاده از روسری در دانشگاه های ترکیه آزاد شد. این اقدام که از همان آغاز با اعتراض سیاستمداران و بخش سکولار این کشور همراه شد، چندی بیش نپایید و دوباره مُهر ممنوعیت بر ورود دختران محجبه به دانشگاه ها زده شد. اما ممنوعیتِ دوباره حجاب در دانشگاه ها که به دستور «دادگاه قانون اساسی» ترکیه صورت گرفت، پایان ماجرا نبود. حزب «عدالت و توسعه» که از سوی دادستان کل ترکیه متهم به «توطئه برای رواج قوانین شرع اسلام» شده بود، به دادگاه فراخوانده شد. البته این حزب در دادگاه از خطر انحلال جان سالم به در برد و موظف شد نگرانی طرفداران سکولاریسم کشور را مبنی بر این که دارای «برنامه های مخفی اسلامگرایانه است»، رفع کند. با این همه به نظر میرسد به دور از کشمکش های سیاسی مابین اسلامگرایان و حامیان سکولاریسم ترکیه، مساله حجاب دختران دانشجو همچنان محل بحث های فراوان باشد.
طبق نتایج یک نظرسنجی انجام شده در ترکیه که توسط یک موسسه تحقیقاتی و به سفارش یک برنامه خبری انجام شده است، ۷۴ درصد پرسش شوندگان معتقدند که ممنوعیت حجاب در دانشگاه ها باید لغو شود. ولی در مقابل در مدتی که حجاب به طور موقت در دانشگاه های این کشور آزاد بود، بسیاری از مدیران دانشگاه ها از تن دادن به اجرای چنین قانونی سر باز زدند.
یکی از دانشجویان دانشکده فنی «دانشگاه استانبول» که اسفند ماه سال گذشته در این شهر با او آشنا شدم، در توضیح این مساله «اهداف سیاسی نامعلوم دولت» را باعث عدم اقبال به چنین اقداماتی عنوان کرد. با این همه، موضوع غیرقابل چشمپوشی این است که آزادی حجاب در دانشگاه ها با این که موافقان بسیاری دارد، از مخالفان جدی نیز برخوردار است.
انتخاب از سر آزادی
تیر ماه امسال، چند روز پس از اعلام دوباره ممنوعیت حجاب در دانشگاه ها، «افسا کورانار»، فعال حوزه زنان در ترکیه را در «هتل آماندا» در یکی از خیابان های منتهی به مسجد ایاصوفیه، ملاقات میکنم. او که در آن جا کنفرانسی را ترتیب داده، در میان درگیری های کاری اش زمانی را هم اختصاص میدهد تا از اعتقاد خود سخن بگوید: «ممنوعیت حجاب یعنی پیشگیری از گسترش پایمال کردن حقوق زنان.»
خانم کورانار با این توضیح که «سیستم کنترل مردان به زنان فشار می آورد که جوری لباس بپوشند که مردان میخواهند»، میگوید: «مطمئنم زنانی وجود دارند که آزادانه حجاب را انتخاب کردهاند، اما در مقابلِ تعداد بیشماری که مجبور به این کار هستند، متوجه میشویم که در کل حجاب یک انتخاب آزادانه نیست.»
او از علل ممنوعیت حجاب در دانشگاه ها سخن میگوید: «به محض این که حجاب در دانشگاه ها آزاد شود، در دبیرستان ها و سپس در دبستان ها هم مجاز خواهد شد و باید بگویم که در ترکیه مدارس مذهبی ای هستند که در آن ها بچههای شش ساله حجاب دارند و این خیلی اشتباه است، چون وادار کردن یک بچه به ایمان به یک سیستم است، سیستمی که اصلاً به یک بچه مربوط نمیشود، سیستمی که بر کنترل دختربچهها از سنین بسیار پایین تاکید میکند.»
او با بیان این که «حجاب از دانشگاه ها به مدارس و بعد به بقیه جامعه منتقل میشود و این برای بخش سکولار جامعه ترک خیلی ترسناک است.» ادامه میدهد: «این موضوع، جنبههای بدتری هم در شهرهای کوچک تر پیدا میکند و ماجراهای زیادی وجود دارد که چطور زنان در این جوامع محافظهکار مجبور به تن دادن به شیوه ای هستند که دیگران برای پوشششان در نظر گرفتهاند.»
افسا کورانار که سازمانی غیردولتی را در زمینه مسایل زنان اداره می کند، از دیگر علل ممنوعیت حجاب در دانشگاه می گوید: «یک نکته نگران کننده دیگر برای آن ها که مخالف ورود حجاب به دانشگاه هستند، این است که این امر بیشتر و بیشتر منجر به جداسازی فضا بین زن و مرد میشود. قبلاً در بسیاری از جوامع محلی در ترکیه صفهایی برای زنان و صفهایی برای مردان وجود داشت و در دانشگاه ها، بخصوص دانشگاه های پزشکی، دوباره این داستان دارد تکرار میشود. دخترهایی هستند که میخواهند پزشک شوند اما میخواهند که فقط از زنان مراقبت کنند و حاضر نیستند که به بیماران مرد دست بزنند، در رشتههای پرستاری هم همین ماجرا دارد به وجود میآید.»
اما در مقابل «علی سلجوق کایا»، رئیس شاخه جوانان حزب کمونیست ترکیه، که در کافه تئاترِ «خیابان استقلال» استانبول به دیدارش میروم، میگوید: «همیشه این سوال را از همکارانم در حزب یا از دیگران که سوسیال یا سوسیال دموکرات هستند می پرسم که آیا بهتر است زنان باحجاب را به خاطر این که حجاب دارند، آموزش ندهیم؟ و جواب منطقی این است که نه، به هر حال بهتر است که آموزششان دهیم.»

وی که بر خلاف نظر حزبش موافق ورود زنان باحجاب به دانشگاه است، اضافه میکند: «به هر حال زنی که دانشگاه را تمام میکند دیگر آن زن قبلی نخواهد بود و زنان باحجابی هم که به دانشگاه ها وارد میشوند، بعد از فارغ التحصیلی میتوانند در سازمانهای خصوصی که حجاب آزاد است کار کنند، مثل بیمارستانهای خصوصی، و به نظر من همین خیلی خوب است حتی اگر این زنان نپذیرند که مردان بیمار را معاینه کنند.»
او با این که اعتقاد دارد که «در ذات اسلام، هم برای مسلمانان و هم برای غیرمسلمانان، تبعیض وجود دارد.» میگوید: «ولی به هر حال وقتی که شما یک زن مسلمان هستید، بر اساس قرآن باید تفاوت خود را با دیگر زنان نشان دهید. این تبعیض است. اما اگر یک زن خودش تصمیم گرفته و توسط کس دیگری مجبور نشده، مشکلی نیست. ربطی ندارد که من شخصاً قبول داشته باشم یا نه.»
سلجوق کایا بر این اساس که «دانشگاه یک مکان آزاد است.» تاکید میکند که «اگر مردم مسلمان روش زندگیشان را به دیگران تحمیل کنند، غیر قابل تحمل است و اگر افراد مدرن هم بخواهند چنین کاری را انجام دهند، باز هم غیر قابل تحمل است و باعث خواهد شد که مردم به اسلام رادیکال متمایل شوند.» و این «برای سیستم لائیک نیز مناسب نیست.»
مفید برای آن ها که مجبورند
به نظر میرسد آنچه که «گل سِوِن»، دختر تازه فارغ التحصیل رشته «جامعهشناسی»، با عصبانیت بیان میکند، موافقان زیادی در بین خود دانشجویان داشته باشد: «با این که تصمیمات حزب دولت را تائید نمی کنم، اما درمورد حجاب با نظر آن ها موافقم و فکر میکنم که با ممنوعیت حجاب ما به هیچجا نمیرسیم.»
به صدای او، که هر از گاه با صدای بادی که در اسکله میپیچد -بریده بریده ضبط شده است- گوش می دهم: «اما از دیدگاه کسانی که در کشور ما قدرت را در دست دارند، دموکراسی فقط باید برای نظرات خودشان وجود داشته باشد، نه برای نظرات دیگران. هیچ انعطافی هم در مقابل طرز تفکر دیگران اصلاً ضروری به نظرشان نمیرسد.»
او سپس تجربه یکی از دوستان محجبه اش را نقل میکند: «یکی از دوستانم که به حجاب اعتقاد دارد مجبور است در دانشگاه حجابش را بردارد و چون در خوابگاه زندگی می کند، مشکلات بیشتری دارد. حتی یک بار که یکی از اعضای خانواده اش با حجاب به دیدنش آمده بود، مدیریت خوابگاه برای دوستم مشکلِ انضباطی به وجود آورد.»

«احسِن»، دانشجوی سال اول رشته «ریاضی» دانشگاه استانبول، هم برای پرهیز از ابراز عقیده شخصی، سعی می کند در فاصله ای که قطار به ایستگاه دانشگاهش برسد، موضوع را برایم باز کند: «مخالفان و موافقان ممنوعیت حجاب در دانشگاه ها دلایل مختلفی دارند. یک دسته از کسانی که مخالف ممنوعیت حجاب هستند، واقعاً مدافع حقوق زنان و حقوق بشر هستند، اما عده ای از آن ها هم در پی منافع خودشان هستند. کسانی که از ممنوعیت حجاب دفاع میکنند هم میخواهند دخترانی را که توسط خانواده هایشان مجبور به داشتن حجاب میشوند، از این اجبار آزاد کنند. ولی تعدادی از آن ها هم تنها از منفعت خود دفاع میکنند.»
او چنین ابراز عقیده میکند که «مشکل این جا است که واقعاً دخترانی هستند که توسط خانواده هایشان مجبور به داشتن حجاب شدهاند و نمیخواهند که حجاب داشته باشند و این قانون میتواند برایشان مفید باشد ولی نمیتواند راهحل خوبی برای کل زندگی آن ها که شامل زندگیشان در بیرون از دانشگاه هم هست، باشد.»
احسِن ادامه میدهد: «اما بعضی از دانشجوها هم به صورت آزاد حجاب را انتخاب کردهاند و خیلی برایشان سخت است که حجاب نداشته باشند، مهمترین مشکل آن ها هماهنگ شدن با این شکل از زندگی است. آن ها به تحصیل علاقه دارند ولی همزمان میخواهند که بتوانند حجابشان را حفظ کنند؛ که نمی توانند. بنابراین دایم احساس تعارض و شرمساری دارند.»
این دانشجوی رشته ریاضی حرفش را این طور به انتها میرساند که «به نظرم مشکل حجاب وجود دارد، ولی ممنوعیت راه حل آن نیست. ممنوعیت مشکل را حتی بزرگ تر و عمیق تر می کند.»
عکس ها: مریم میرزا