2008 نوامبر 22
نام کاربری: کلمه عبور:
Designed by Amir Mohammad Javadi

در چند سال اخیر، نیروی انتظامی «طرح امنیت اجتماعی» را در حوزه های مختلفی تحت عناوین «برخورد با بدحجاب ها»، «برخورد با اراذل و اوباش» و به تازگی «برخورد با آتلیه های عکاسی» اجرا کرده است که در این میان توجه ویژه ای به پوشش رسانه ای برنامه های خود به وسیله خبرنگاران و به ویژه عکاسان داشته است.

اما این حضور عکاسان و تعامل آن ها با «نیروی انتظامی» انتقاد هایی را هم برانگیخته است ‍که آن ها را متهم به عدم استقلال خبری می کنند و ارزش کار آن ها را تا حد «ع‍كاسان سفارشی» پایین می آورند.

«علی رفیعی»، عکاس «خبرگزاری فارس» که اخیراً از طرح برخورد با آتلیه ها عکاسی کرده است، می گوید: «این کار نوعی رپورتاژ آگهی است که به همان میزان که بعد خبری آن برای مردم مهم است، پوشش رسانه ای آن نیز برای نیروی انتظامی اهمیت بسیار دارد. این یک همزیستی مسالمت آمیز است بین خبرنگارها و عکاس ها با نیروی انتظامی.»

رفیعی در ادامه برای اثبات نظر خود، شیوه این هم‍کاری را تشریح می کند و مزایای آن را بر می شمارد: «نیروی انتظامی عنوان می کند که ما شرایط حضور شما را در هنگام اجرای طرح فراهم می کنیم. شما در پوشش امنیتی ما با هماهنگی کامل ستاد فرماندهی نیروی انتظامی عکاسی می کنید. عکس خیلی خوبی هم می گیرید. هم می توانید عکس ها را در آرشیو خودتان نگه دارید و هم در رسانه هایتان منتشر کنید تا همه دنیا ببینند و در ازای آن شما برای نیروی انتظامی تبیلغ می کنید. ولی اگر یک عکاس مستقل یک تنه دوربینش را بردارد و بخواهد از طرح امنیت اجتماعی عکس بگیرد، به مشکل بر خواهد خورد و ممکن است بین ماموران و عکاس درگیری پیش بیاید و شما را بازداشت هم بکنند، دوربینتان هم دیگر اصلاً به دستتان نرسد.»

«حسن سربخشیان» عکاس خبرگزاری «اسوشیتدپرس» در تهران، در پاسخ به این پرسش که آیا باید مرزی برای همکاری عکاسان با دستگاه های دولتی باشد یا خیر، می گوید: «اگر منظور از همکاری ارایه خدمات از سوی عکاسان به مراکز دولتی در قبال دریافت اجازه فعالیت برای آن ها باشد این کار از نظر حرفه ای قابل قبول نیست، چرا که همیشه عکاسان مجبورند با رعایت آن چه از سوی مراکز ارایه کننده این تسهیلات به ایشان صورت می پذیرد، رعایت حال آن مراکز را بکنند.»

سربخشیان،‌ این وضعیت را به معنی «از بین رفتن استقلال حرفه ای عکاس ها» می داند و می گوید : «در غیر این صورت و در چهار چوب وظایف تعریف شده قانونی، برای فعالیت در حوزه خبرنگاری یا عکاسی، برخی مراکز دولتی مرتبط با فعالیت عکاسان همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی امر فرهنگ کشور به حساب می آید برای سهولت کار ایشان و نسبت به صدور کارت خبرنگاری همکاری نموده تا عکاسان نیز به عنوان عضوی از جامعه مطبوعاتی نسبت به انجام وظیفه اصلی شان که همانا اطلاع رسانی صحیح است، اقدام کنند.»

برخی دیگر از ع‍کاسان، از مرسوم بودن این روش در دنیا سخن می گویند. «علی آقاربیع»، دبیر بخش عکس خبرگزاری فارس که معمولا چنین ع‍کس هایی را به سرعت منتشر می کند، در مورد جنبه تبلیغاتی این عکس ها برای نیروی انتظامی می گوید: «این اتفاقی است که برای رسانه های خارجی مثل "سی ان ان" هم میفتد. بازتاب دادن اخبار لازم است ولی ممکن است گاهی اوقات انعکاس خوبی نداشته باشد و تبدیل به یک نمایش بشود، به نظر من این کار در کل مردود نیست و چیزی است که همه جای دنیا مرسوم است.»

آقا ربیع، معایب این روش ع‍کاسی را هم اینگونه شرح می دهد : «متاسفانه این طوری شده که ما این کار را انجام می دهیم بعد می بینند که بازتاب خوبی ندارد و جلوی انتشار آن را می گیرند. مثلا بعد از طرح برخورد با آتلیه های متخلف، طرح دستگیری اراذل و اوباش شروع شد ولی فارس را دعوت نکردند. در حالی که انتشار عکس ها در فارس تا این حد بازتاب دارد چرا ناگهان این خبرگزاری را چند جلسه محروم می کنند؟ اگر محدودیت ها از پیش مشخص شود و اطلاع رسانی درست صورت بگیرد، می تواند در ارایه آن ها دقت بیشتری صورت بگیرد. این که چه عکسی روی خط برود و چه عکسی نرود. خیلی زیاد تجربه این را داشتیم که گفته شود عکسی را از سایت برداریم و مجبور شدیم تعدادی از آن ها را برداریم، چون امکان داشت ناچار شویم تبعات آن را بپذیریم و از پوشش دوباره این برنامه ها خط بخوریم. مثل اتفاقی که افتاد ولی سعی می کنیم تا آن جایی که بشود طوری عمل کنیم که کار به آن جا نرسد.»

علی رفیعی درباره مش‍کلاتی که مم‍کن است از نظر حفظ حقوق متهمان پیش بیاید می گوید: «نیروی انتظامی از امسال خواستار مات کردن چهره ها شد. ما همه زیر نظر نیروی انتظامی کار می کنیم. و یک سری چیزها بین ما قراردادی است. مثلاً به ما می گویند چهره افسرهای ما را بپوشانید یا مات کنید. یا مثلاً چهره متهمینی که ما می گیریم چون هنوز جرمی برایشان اثبات نشده است را نشان ندهید. من شخصاً به عنوان یک عکاس رسانه با سانسور موافق نیستم و هیچ کجای دنیا ندیده ام که گفته شود یک نوار سیاه روی چشم طرف بکشید یا صورتش را مات یا شطرنجی کنید. این کاری من در آوردی است و مخالف آن هستم. ولی وقتی با نیروی انتظامی همراه هستم و دارم برای جایی مثل خبرگزاری فارس عکس می گیرم یک بخش از سیاست های تصویری را من تعیین می کنم، یک بخشش را خبرگزاری با سیاست هایی که دارد و یا حتی نیروی انتظامی.»

حسن سربخشیان اما از زاويه ای دیگر به این مساله می نگرد: «اگر چنان چه تصویر مورد نظر تصویر کسی باشد که جرمش به اثبات نرسیده این کار موجه است چرا که در غیر این صورت و در صورت تبرئه شدن آن فرد ذهنیت ایجاد شده در جامعه به راحتی از بین نمی رود و شاید از نظر شخصیتی آسیب فراوان متوجه آن فرد شود.»

به گفته وی بعضی مواقع وجود خطرات ناشی از پیامدهای خبر ایجاب می کند تا رسانه ها و همچنین دادگاه ها در هنگام شهادت برخی افراد نسبت به مات کردن چهره ها مبادرت ورزند.

نمونه بارز آن در همراهی دو فرد با چهره مات شده و دست در دست «صدام حسین» هنگام ورود به دادگاهش بود. یا شهادت هایی که علیه صدام توسط برخی افراد در دادگاه صورت گرفت بدون آن که چهره آن ها دیده شود چرا که بیم آسیب رساندن به ایشان توسط طرفداران صدام می رفت.

به باور بسیاری از عکاسان خبری، «عکاسی همراه» پدیده ای اجتناب ناپذیر است که در حال حاضر در دنیا رواج پیدا کرده و لازمه آن این است که عکاس-خبرنگار برای پیشبرد اطلاع رسانی باید با دستگاه های دولتی همکاری داشته باشد و هنوز هیچ کدام از موافقان و مخالفان، نتوانسته است پاسخ قطعی برای مثبت یا منفی بودن این همکاری ها بیابد. پاسخی که خط پایانی بر بحث هایی این چنینی باشد.

طرح از :‌ امیر محمد جوادی