
پرسش به آگاهی می انجامد یا آگاهی به پرسش؟ این بحث در شناخت شناسی پدیده تازه ای نیست اما در روزنامه نگاری کمتر مطرح شده است. شکل دقیق تر آن در روزنامه نگاری این است که : «خبر به پرسش می انجامد یا پرسش به خبر»؟ اگر نخواهیم در چارچوب انگاره مرغ و تخم مرغ بمانیم، باید این پرسش را توسعه دهیم:
«خبر»، بازنمایی یک «رویداد» است در شکل نشانه های قراردادی یک رسانه و عناصر اصلی خبر در روزنامه نگاری، شرایط حداقلی هستند که برای پذیرش اعتبار هرص بازنمایی تعریف شده است.
بنابراین می توانیم بگوییم خبر، بازنمایی معتبر رویداد در یک رسانه است. این تعریف، خبر را از مفهوم عام تر اطلاعات متمایز می کند و آن را به مفهوم رویداد نزدیک تر می کند.
خبر با آگاهاندن از رویداد آغاز می شود و با آفرینش پرسش در باره آن پایان می گیرد. درست همان طور که هر رویدادی هم بر آگاهی ما می افزاید هم نشانه ای است برای آن چه نمی دانیم.
از این نظر، کار «روزنامه نگار» و «دانشمند» شبیه یک دیگر است: پرسش های بی پایان در باره هر رویداد، برای رسیدن به «آگاهی» و «باز یافتن پرسش های تازه» در آگاهی که به دست آورده ایم.
آن چه در روزنامه نگاری، «پیگیری خبری» می نامیم، همان تلاش برای یافتن پاسخ برای پرسش هایی است که یک خبر آفریده است. هرچه خبری پرسش های بیشتری برانگیزد، مسیر های بیشتری برای پیگیری خبری باز می کند و هرچه دامنه مخاطب های این پرسش ها- یا به تعبیر دیگر دامنه کسانی که این پرسش ها برایشان اهمیت دارد- وسیع تر باشد، ارزش خبری آن خبر هم بیشتر است. از این راه به تعریف دوباره ارزش خبری می رسیم: «هر خبری که پرسش های بیشتری را برای گروه های وسیع تری بیافریند خبر با ارزش تری است.»
یک «گزارش خبری»، آمیزه ای است از «آگاهی» ها و «پرسش» ها. آگاهی ها در سطح دیده می شوند و پرسش ها در عمق پنهانند. بنایراین یک گزارش خبری، سیاهه ای است از پرسش هایی که باید دنبال شود. یک موضوع خبری مجموعه گزارش های رسانه ای است که در باره یک رشته از رویداد های به هم پیوسته داده می شود.
هرچه دامنه پرسش هایی که یک موضوع خبری می آفریند وسیع تر باشد، آن موضوع چند جانبه تر است و برای یافتن پاسخ در باره همه جنبه های آن نیاز بیشتری به «کار گروهی» و «تخصص های متنوع» وجود دارد. از این منظر، هرگزارش خبری در باره یک موضوع خبری پر دامنه، باید گزارشی باشد از تلاش گروهی که در رسانه ها برای تعریف پرسش و یافتن پاسخ انجام می گیرد.
سخنان عباس پالیزدار در باره «گزارش تحقیق و تفحص مجلس»، یک موضوع خبری پردامنه بود که هفته پیش در باره آن نوشتم. این بار می خواهم به مورد دیگری اشاره کنم که در این هفته بازتاب گسترده ای داشت:
«اعتراض گسترده دانشجویان دانشگاه زنجان به اقدام معاون دانشگاه در بهره گیری جنسی از یک دانشجوی دختر.»
فرض اول من در هر دو نوشته این است که یک موضوع خبری پر دامنه برای روزنامه نگار همان کارکردی را دارد که آزمایشگاه برای یک دانشمند دارد و روزنامه نگار با کمک آن می تواند به سنجش رابطه میان رویداد و انواع بازنمایی رسانه ای آن بپردازد.در این آزمایشگاه هم رفتار بازیگران رویداد دیده می شود هم رفتار بازیگران صحنه بازنمایی.
فرض دوم این است که ساختار آگاهی و پرسش هایی که در بازنمایی رویداد باز تولید می شود بر رفتار بازیگران رویداد اثر می گذارد. برای توضیح بیشتر باز گردیم به ماجرای دانشگاه زنجان:
مرور روایت ها نشان می دهد که سه مرکز اصلی بحث، برای بازتولید آگاهی ها وپرسش ها وجود دارد. یکی درستی یا نادرستی تهیه و نمایش تصاویر مربوط به اقدام معاون فرهنگی دانشگاه و دیگری کارکرد آن در فرایند جنبش مدنی دانشجویان ایران و سوم ارزیابی و نقد ساختار آموزشی وسیاسی آموزش عالی در جمهوری اسلامی. برای دیدن این بحث ها نگاه کنید به یادداشت ها و سخنان « محمد آقا زاده» و «مسعود بهنود» و «سید ابراهیم نبوی» و«عباس عبدی – عبدالکریم لاهیجی».
در مقابل، در رفتار بازیگران صحنه واقعیت، تمرکز اصلی بر «مجازات عامل یا عاملین» واقعه است.
پرسشی که من در اینجا می خواهم مطرح کنم این است که این موضوع خبری پر دامنه تا چه حد و از چه طریق می تواند بر آنچه «ساختار نابرابری و ستم جنسیتی در دانشگاه های ایران» می دانم، اثر بگذارد؟ آیا می تواند آن را بازتاب دهد؟ آیا به این موضوع باید ازمنظر یک خطای فردی یا سازمانی نگاه کرد یا به مثابه نمونه ای از «ستم جنسیتی» که زیر سرپوشی از سکوت قابل درک زنان دانشجوی ایرانی گسترش می یابد؟ (برای دیدن نمونه ای از نگاهی که بر فرد متمرکز است یادداشت «مداد سیاه» را ببینید.)
به گمان من، مسیر پیگیری خبری می تواند عاملی باشد که هم پرسش های ما را در این باره تعیین می کند و هم پاسخ های در راه را.