
به تازگی بخش فارسی وب سایت بی بی سی، گزارشی منتشر کرده است در باره حمله یک گروه از هکر های ایرانی به چند سایت اینترنتی متعلق به کشور های عربی واز مخاطبان خود خواسته تا در باره آن نظر دهند.
بررسی
نظرهای داده شده نشان می دهد که هیچ یک از آن ها اهمیتی به غیر قانونی بودن هک کردن وب سایت های دیگران نداده اند و آن چه بیشتر آنان را تحت تاثیر قرار داده است ابراز واکنش در باره موضوع به کار بردن تعبیر نا درست «خلیج عربی» به جای «خلیج فارس» است.
به تعبیر دیگر، این نظر خواهی و حتی سرنوشته با لحن مثبت بی بی سی نشان دهنده آن است که بسیاری از ما مخاطبان فارسی زبان در هنگامی که برای دفاع از نظر خودمان به شدت تحریک می شویم دیگر چندان به این مساله اهمیت نمی دهیم که به چه روشی از خودمان دفاع کنیم. این مساله تا به آن جا رواج دارد که چندان تفاوتی نمی کند که در چه طیف یا جناح سیاسی چپ یا راست- طرفدار حکومت دینی یا سکولار- قرار بگیریم.
یک نمونه از یک فضای کاملاْ متفاوت را می توانید در بحث میان اصول گرایان طرفدار و اصول گرایان مخالف دولت در منازعه بر سر توقیف موقت خبرگزاری فارس را در نظر های ابراز شده و در حال ابراز در وبلاگی به نام
خبرنگار مسلمان ببینید. بحث در باره این که هدف اولویت دارد یا وسیله و این که نتیجه مهم تر است یا روش دست یابی به نتیجه تازگی ندارد اما به نظر می رسد یک بار دیگر شاهد اوج گیری دوباره تعارضات ناشی از دیدگاه های متفاوت در این زمینه در فضای رسانه ای و به ویژه رسانه های اینترنتی هستیم.
جنبه دیگری از این بحث، پدیده ای است که در جامعه شناسی کلاسیک به آن نام «تاخر فرهنگی» داده اند. برمبنای این تعریف آکادمیک گاهی از طرق انتقال تکنولوژی از جامعه ای به جامعه دیگر فضای فرهنگی تازه ای ایجاد می شود و تکنولوژی به ایجاد تغییرات سرعت می بخشد، بی آن که پیش زمینه های فرهنگی دستاورد تکنولوژیک انتقال یافته باشد. مثل تفاوت جامعه ای که ۵۰ سال طول می کشد تا در یک فرایند تدریجی تغییرات و ابداعات به اختراع اتومبیل دست یابد با جامعه ای که طی یک سال خط حمل و نقل درون شهری خود را از درشکه به خط ماشین دودی تبدیل می کند.
آن چه بیشتر به بحث ما در این جا مربوط است دو رخداد فرهنگی در نتیجه تاخر فرهنگی است. یکی اغتشاش در تعریف مفهوم جرم یا امر نکوهیدنی است و دیگر تداوم کاربرد روش های آموخته پیشین در زمینه تکنولوژی جدید.
اگر بخواهیم دو باره از عالم انتقال تکنولوژی اتوموبیل مثال بزنیم می توانیم به دونمونه اشاره کنیم: در جامعه پیش از ورود اتومبیل، درک اخلاقی روشنی در باره دزدیدن اسب یا الاغ به عنوان یک جرم وجود دارد ولی درهمین فضای رسوم اخلاقی هیچ درکی از پدیده سبقت غیر مجاز وجود ندارد. در این شرایط حتی هنگاهی که قانون هم این جرم را به رسمیت می شناسد فاصله زیادی میان قانون و آنچه در جامعه عمل می شود وجود دارد.
پدیده دیگر نتیجه نا آشنایی با امکانات و روش های تکنولوژی جدید است. در جوامعی که اتومبیل یک باره به آن وارد می شود سیستم های مربوط به قدرت و سرعت اتومبیل به سرعت شناخته می شود اما سیستم های مربوط به هدایت و کنترل به سختی.
شاید در روند وارد شدن به فضای رسانه ای سایبر یا شبکه ای هم بتوانیم با کمک همین مدل تحلیلی برخی از رخداد ها را توضیح دهیم : فاصله فرهنگی وجود دارد میان این که درک کرده باشیم که بالا رفتن از دیوار خانه مردم جرم است تا این که درک کنیم دیوار مجازی هم همان حکم دیوار سنگی و گلی را دارد و نادیده گرفتن آن از نظر اخلاقی نکوهیدنی است.
این فاصله فرهنگی باید به تدریج و از طریق درک تدریجی فناوری جدید پر شود. در فرهنگی که
کنترل از طریق تصرف به مثابه پدیده ای ارضی و به تعبیر فقهای اسلام،ی «غلبه» فهم می شده است. رقابت رسانه ای هم با همین نگاه فهمیده می شود. به عنوان نمونه ای از این نگاه به
توضیح سایت خبری رجانیوز در باره خود نگاه کنید. نگاه غالب در این دیدگاه نه توسعه رسانه به مثابه روش زندگی بلکه تصرف رسانه و غلبه بر رسانه به دلیل اهمیت آن در حفظ آمریت است.به این ترتیب در این دیدگاه حتی تعطیل کردن یا فیلتر کردن یک رسانه به مثابه یک رفتار نکوهیده تلقی نمی شود. درست همان طور که حجاب را به زور بر زنان تحمیل کردن یا بر گرفتن یک پدیده نکوهیده اخلاقی تصور نمی شود.