2009 ژانويه 6
نام کاربری: کلمه عبور:
روابط عمومی

یک سردبیر روزنامه زمانی به همکاران خبرنگار خود توصیه می کرد که هروقت از روابط عمومی یک سازمان با شما تماس گرفتند و شما را برای حضور در یک گفت وگوی خبری دعوت کردند از خودتان بپرسید این بار چه چیزی را می خواهند پنهان کنند. روزنامه نگار دیگری هم اعتقاد داشت که بهترین روابط عمومی ها وقتی که می خواهند هوای مردم را داشته باشند چیزی شبیه به حقیقت تحویل رسانه ها می دهند.

در طرف دیگر ماجرا هم صاحب نظران روابط عمومی هستند که می گویند یک روابط عمومی خوب نمی تواند دروغ بگوید چون اعتبار خود را از دست خواهد داد. بنا بر این باور روابط عمومی خوب تلاش می کند اعتماد گزارشگران و خبر نگاران را به دست آورد تا حرف خود را از زبان آنان بزند. شاید در هر دو طرف ماجرا، هم حقیقتی نهفته باشد و هم قدری اغراق. اما به هر حال هر دو طرف می پذیرند که بحث از این که درست و نا درست یا تمام و ناتمام در میان اخبار و گزارش ها کدام است بدون وجود روزنامه نگاران معنا ندارد.

روشن است که در جهانی که تراکم انتشار اطلاعات و اخبار در جوامع به مرز هایی فراتر از توانایی سازمان های بزرگ اطلاعاتی برای اطلاع کامل از آن و تجزیه و تحلیل آن رسیده است نمی توان از مردم انتظار داشت خودشان همه امور را دنبال کنند. در تقسیم کار شکل گرفته در جوامع مدرن – والبته آزاد به معنی نسبی آن- این روزنامه نگاران هستند که وظیفه قابل فهم کردن و قابل ارزیابی کردن اطلاعات و ایجاد امکان مشارکت را برای مردم – البته حداکثر در حوزه تخصص خود- بر عهده دارند. جامعه ای که از وجود چنین گروهی با چنین کارکردی محروم است بیشتر درگیر سرگردانی در دو حالت حداکثری است: «یا دچار بی تفاوتی در برابر انبوه داده ها و اخبارمتناقض می شود و یا به ناچار، خود را به امواج اخبار و اطلاعات تکرار شونده می سپارد. اخبار و اطلاعاتی که پیوسته در محیط برای او باز خوانی می شود.»

 روابط عمومی
در جامعه ای که در جهان امروز روزنامه نگار ندارد پیش از هر چیز فردیت مردم معنای خود را ازدست می دهد. نگاه کنید به مورد تراژیک «برمه». این مردم حتی از این که از حاکمان برمه پپرسند چرا نباید کمک جهانی برای قربانیان توفان نرگس به آنان برسد هم ناتوانند و شاید بیشتر به این دلیل که از وجود چنین مشکلی - و حتی از ابعاد فاجعه - آگاهی ندارند.

آن چه در برمه شاهدش هستیم، کنترل شدید اخبار و اطلاعات است که میزان بالای بی سوادی و فقر شدید تکنولوژی به طور کلی و تکنولوژی اطلاع رسانی به طور خاص امکان آن را فراهم می کند در حالی که در جامعه ای مانند ایران و با وجود سطح بالایی از توسعه ازتباطات، بستن راه های داد و ستد اطلاعات به طور کامل امکان پذیر نیست. این جا اما، در این میان، شاید بتوان روزنامه نگاران را  حذف کرد.

نشانه های ساختاری برای ایجاد جریانی از خبر رسانی که بر حذف روزنامه نگاران متکی است، در دو سال اخیر در ایران دیده می شود و تا امروز از رونده فزاینده ای برخوردار بوده است. در این ساختار، دولت آفریده روابط عمومی ها جانشین روزنامه نگاران و خبرنگاران و خبرگزاری های وابسته به دولت جایگزین روزنامه ها می شوند.

این جایگزینی محدود به حوزه های سیاسی و فرهنگی که همواره از حساسیت در فرایند سانسور برخوردار بوده اند نمی شود و تمامی حوزه های خبری را در بر می گیرد. نگاهی به موضوعات و منابع خبری خبرگزاری های ایران به روشنی وجود چنین تحولی را نشان می دهد.

در این تحول ساختاری، روابط عمومی های سازمان های دولتی و سازمان های تحت کنترل دولت و ظیفه تامین اخبار و خبرگزاری های دولتی و رادیو و تلویزین وظیفه خبر رسانی را بر عهده دارند و خبرنگاران این خبرگزاری ها و خبرنگاران مرتبط با روابط عمومی ها واسطه این رابطه هستند. برای دیدن یک گزارش خوب در همین زمینه به گزارش روزنامه اعتماد در باره انحصار خبری در ایران نگاه کنید.