
با وجود آن كه قدمت فرش بافی در ایران به هزاران سال می رسد، «موزه فرش»، گنجینه ای است كه تنها سی سال پیش یعنی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۶ تاسیس شد.
«موزه فرش ایران»، بعد از «پارک لاله» و «موزه هنرهای معاصر»، در ابتدای خیابان دکتر فاطمی با تابلوی کوچک فلزی چنان میان شلوغی خیابان ها گم شده است و برای رهگذران چندان جلب توجه نمیکند، ساختمان اصلی موزه با طرحی برگرفته از دارقالی (با طراحی و اجرای "محمد ولی فرمانفرماییان") در دل باغی به نسبت کوچک، در میان درختانی بلند بنا شده است.
در فلزی خاکستری رنگی که نوشتهی «موزه فرش ایران» روی آن خودنمایی میکند تنها راه ورود به این موزه است. این در، با راهرویی بلند به سالن ابتدایی پیوند می خورد. قالیهای بلند و قدیمی، دیوارها را پوشاندهاند و صدای آبی که از فواره حوض چند ضلعی بیرون میریزد، تمام فضا را پر کرده است.
جز این، سالن ورودی موزه فرش در حقیقت دارای دو سالن اصلی است : «یکی سالن همکف، که به صورت دائم به نمایش برخی فرشها میپردازد و دومی سالن طبقه اول، که به نمایش فرشهایی با مناسبت های خاص و به صورت فصلی و موقت اقدام میکند».
«پریسا بیضایی»، موزهدار موزه فرش در حالی این سخنان را میگوید که از میان پنچره های بزرگ موزه و در دل این بوستان همیشه بهار هنر ایران به فضای بیرونی نگاه میکند: «به طور کلی موزه حدودا دارای دو هزار تخته فرش است که بخش عمده آن در مخازن نگهداری می شوند و تنها صد و سی تخته از آنها در سالن اصلی به نمایش در میآید»

سالن نمایش با نورهای کوچکی که بر بدنه فرشها تابیده روشن شده و به جز چند توریست ژاپنی و مرد میان سالی که با چند جوان در گوشهای جلوی یکی از فرشها ایستاده، بازدید کنندهای ندارد، مرد میان سال، «بیژن اربابی» مدیر گروه فرش دانشگاه هنر در تهران است که با چند نفر از دانشجویانش برای دیدن فرشها آمدهاند : «تصور ما بر این است که می شود برای نمایش فرش های موزه، سیکل گردشی بهتر و یا شرایط مناسب تری آماده کرد حتی در این رابطه از دانشجویان خواستیم که طرح هایی ارائه کنند.»
«بیژن اربابی» کاغذهایی كه در دست دارد را جا به جا می کند و در حالی که قدم زنان سعی دارد خود را به فرش بعدی برساند، از چند نمونهی این طرح ها مثال می آورد: «دانشجویان طرحهای خوبی دادند مثلا این که فرشها در ویترینهای شیشهای و زیرپا قرار بگیرند با نورهای مناسب که هم جلوه نمایشی بیشتری داشته باشند و هم تعداد فرش بیشتری را بتوان برای بازدید عمومی گذاشت و یا راه حلهایی که بتوان فضای موزه را کمی مرتفع تر کرد و از فشار روحی ای که در حال حاضر بر بازدید کننده می آید کاست. البته هیچ یک از این پیشنهاد ها به نتیجه ای نرسید.»
«موزه فرش» به دلیل نمایش همزمان بخش قابل ملاحظهای از شاهکارها و گنجینه نادر فرش ایرانی، برای هر بینده ای، به ویژه توریست های خارجی تماشایی و مورد توجه است. «بپژن اربابی»، با اشاره به این مطلب عرضه مناسب این سرمایه ملی را یکی ازعمده ترین مجاری گسترش و رونق فعالیت های موزه ارزیابی میکند: «موزه فرش جزو موزه هایی است که اتوبوس گردشگران با رغبت جلوی در آن می ایستد. بنابراین اگر بلیط ورودی(برای بازدید کننده خارجی) چند برابر هم بشود باز تغییری در تعداد آن ها دیده نخواهد شد حال آن که این در آمد میتواند گردش مالی مستقلی برای موزه ایجاد کند که به فعالیت های فرهنگی اش رونق بیشتری بدهد.»

در میان فرشهایی که این جا به نمایش در آمده اند، فرش هایی متعلق به دوره «صفویه» هستند. به گفته «پرویز اسکندری خرم»، رییس موزه فرش، به استثنای معدود فرش های به جا مانده از دوره صفویه، غالب فرش ها مربوط به دوره معاصرند: «قدیمی ترین فرش های موزه، مجموعههای هستند که به دوران صفویه باز میگردند. مجموعههایی همچون «پولونز»، «سالتینکا» و قدیمیترین فرش این مجموعه «سنگشگو» مطلق به شاهزاده ای لهستانی به نام «رومن سنگشگو» و بقیه این دست بافت ها كه به دوران «قاجار» و معاصر و در واقع به یک صد سال اخیر تعلق دارند.»
«امیر» و «نیما» که از دانشجویان سال چهارم فرش هستند و برای چندمین بار آمدهاند تا طراحی فرش در دوران مختلف تاریخی ایران را مورد بررسی قرار دهند، در مورد گرد آوری فرشهای موزه عقیده دارند بیشتر فرش ها در سال های پیش از انقلاب اسلامی تهیه شده است: «آن طوری که من تحقیق کردم، فکر درست کردن چنین موزهای در ابتدا توسط «تیمسار ارم» نزد «فرح دیبا» مطرح شد و بلافاصله ایشان با علاقه این طرح را دنبال کردند و فرش های ارزشمند را از کاخها و دیگر نقاط ایران و جهان در این موزه گرد آوری نمودند و آنچه حاصل تمام آن تلاشها شد مجموعه ای ست که در حال حاضر در موزه نگهداری میشود.»
«نیما» با دقت به حرفهای دوستش گوش میدهد. با حرکت سر، گفته های او را تایید میکند و در ادامه گفته های «امیر»، یکی از دلایل کاهش روند خریداری آثار هنری توسط موزهها را مشکلاتی که برای نمایش آثار پیشین وجود دارد می داند: «عمده ترین مشکل موزه فرش، مشکلی است که موزههای دیگری همچون موزه هنرهای معاصر هم با آن دست به گریبان است، بسیاری از آثاری که از قبل خریداری شده را نمیتوانند برای بازدید عمومی بگذارند. به همین سبب، این آثار به سرمایه خوابیده موزه تبدیل می شوند و این خود، دلیل ایجاد صفهای دراز آثار با ارزش، پشت در های بسته موزه هاست».

از جمله معدود آثاری که بعد از انقلاب اسلامی به مجموعه «موزه فرش» افزوده شد، میتوان از دو اثر، یکی مجموعه ۲۴ قطعه فرش برگرفته از «شاهنامه بایسنقری» و دیگری، فرش «گل و پروانه» یاد کرد.
مجموعه فرش «شاهنامه بایسنقری» کاری است از نگارخانه »موسوی». «سیدمحسن موسوی سیرت» مدیرعامل و طراح این نگارخانه، ایده شکل گیری این مجموعه فرش را ناشی از دغدغهای برای تولید فرش با شناسه های بارز ملی قلمداد میکند : «طی سالهای درازی که نگارخانه ما به کار طراحی و بافت تابلو-فرش مشغول بود، پدرم همواره به تولید یک اثر ملی میاندیشید، بالاخره نتیجه سال ها تحقیق، طراحی و تولید ۲۴ تخته فرش «شاهنامه بایسنقری» بهعلاوه سه تخت فرش به عنوان شناسنامه اثر بود که در اختیار موزه فرش قرار گرفت».
شاید بازدید از موزه فرصت مناسبی باشد برای تامل در این که چگونه فرش ایرانی توانست با به کار گیری طیفی گسترده از رنگ و نقش، ذائقه و سلیقههای مختلف مخاطبانش را تامین کند و اندیشیدن به این که علیرغم کامیابی گذشته این رشته هنری، چرا در حال حاضر با انبوهی از مشکل در تولید و صادرات دست و پنجه نرم میکند.
«سید محسن موسوی سیرت»، با اشاره به پیشی گرفتن رقبا در بازار های جهانی، به بخشی از این مشکلات می پردازد: «طراح فرش ایرانی به دلیل عدم سازو کار قانونی لازم از امنیت شغلی برخودار نیست، هر لحظه ممکن است طرحش توسط کسی دزدیده شود، کمی سفارش و مشکلات اقتصادی به گونه ای ست که بافنده به جای بافت قالی، ترجیح میدهد سر ساختمان کارگری کند. افزون بر این، صادر کنندگان با وجود تورم غیر قابل پیشبینی و گرانی مواد اولیه و دستمزد نمیتوانند با خریداران اروپایی و آمریکایی قراردادهای بلند مدت امضا کنند. این ها در حالی ست که کشور هایی همچون «پاکستان»، «هند» و یا «چین»، با چنین مشکلاتی مواجه نیستند و با استفاده از طرح های ایرانی به راحتی بازار را اداره میکنند»