
دختری جوان با پالتوی کوتاه چهارخانه و چکمههای بلند مشکی کنار در ورودی چادر برزنتی هشتضلعی ایستاده که هر سال از ابتدای ماه محرم جلوی تئاتر شهر برپا میشود تا عاشقان نمایش تعزیه را در دل خود جای دهد.
شدت سرما به اندازهای است که اگر چند لحظهای بی حرکت بایستید تمام بدنتان به لرزه میافتد، دستان ظریفش با ناخنهای بلند مشکی چنان می لرزد که حتی بخار دهانش هم نمیتواند آنها را گرم کند با نزدیک شدن عقربههای ساعت به ۵:۳۰ و کنار رفتن قسمتی از چادر (که در حكم در ورودی است) با عجله وارد میشود و در گوشهای مینشیند.
فضای داخلی چادر، نیمکتهای چوبی، بخاری بزرگ نفتی که نمیتواند فضا را گرم کند و... ببیننده را به دوران قاجار و تکیه دولت میبرد تا آنجا که شاید در یک لحظه به این صرافت بیفتد که باید ناصرالدین شاه را در گوشهای از سالن، نشسته بر یکی از نیمکتهای چوبی بیابید اما به جای او دختران و پسران جوانی را میبیند که در گوشه و کنار روی همان نیمکتهای چوبی بیتاب از سرما مشغول صحبت هستند.
امسال نیز همانند سالهای گذشته، «مرکز آفرینشهای هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» اقدام به برپایی تعزیهخوانی با سرپرستی «عظیم موسوی» در دهه محرم کرد؛ نمایشی که برخی آن را به منزله آیینی مذهبی به جای می آورند، گروهی آن را مراسمی با روح و هویت ایرانی می دانند و گروهی دیگر مانند «اسماعیل محمدینویسی» که ازسن هفت سالگی تقربیا حدود ۵۰ سال به تعزیهخوانی مشغول است «تعزیه را نمایشی مذهبی، آیینی و سنتی» میداند.
در این میان برخی دستاندر کاران نمایش، تعزیه را از انواع تئاتر نمیدانند و عقیده دارند نمیتوان بر تعزیه نام تئاتر گذاشت.
امین، دانشجوی سال دوم رشته هنرهای نمایشی، تعزیه را به دلیل نداشتن کارگردان و بسیاری ازشناسههای لازم، تئاتر نمیداند: «تعزیه یک نوع نمایش مذهبی ست و نمیتوان به آن تئاتر گفت زیرا تعزیه نورپردازی، طراحی دکور و میزانسن از قبل پیشبینی شدهای ندارد، همچنین در تعزیه، کارگردانی به معنای واقعی و عملی نیست، هرچند یک نفر به عنوان «معینالبکا» یا تعزیهگردان و یا شبیهگردان در تمام صحنهها وجود دارد اما نمیتوان به او نام کارگردان داد شاید دهها مورد این چنینی را بتوان نام برد که تفاوت میان تعزیه و نمایش باشند.»
با وجود همه این اختلافنظرها، تعزیه را میتوان به نوعی پدرهنر نمایش (بعد از ورود اسلام به ایران) دانست همچنان که در برخی منابع ازهفتصد مجلس تعزیه یاد شده است. هنری که در دل خود قواعد بسیاری دارد. از آن جمله میتوان به چگونگی آموزش بازیگران اشاره کرد اسماعیل محمدینویسی ورود و روند پیشرفت بازیگران در عرصه تعزیه را این گونه توضیح میدهد: «بازیگر تعزیه باید از بچهخوانی آغاز به کار کند یعنی باید از پنج یا شش سالگی به صورت حرفهای وارد این کار بشود از رقیهخوانی شروع و در جوانی قاسمخوانی، علیاکبرخوانی، عباسخوانی و نهایتا در نقش امام حسین تعزیه خوانی کند اما اگر کسی این مراحل را طی نکند نمیتواند درست آداب و موسیقی تعزیه را بشناسد پس همیشه دچار مشکل است.»
یکی دیگر از این ویژگی ها، شاید مضامین این نمایشها باشد که به گفته بهرام بیضایی در کتاب «نمایش در ایران» اغلب «برپایه قصهها و روایات مربوط به زندگی و مصائب خاندان پیامبر اسلام و فجایعی که در محرم سال ۶۱ هجری در کربلا برای امام حسین و خاندانش پیش آمد» بنا شده است.
از دیگر خصوصیات تعزیه میتوان به مردانه بودن این نمایش اشاره کرد به این معنا که نقش زنان و دخترانی چون رقیه، دختر امام حسین، همسر قاسم و حضرت زینب را نیز کودکان، نوجوانان و جوانان نازک صدا ایفا میکنند.
البته در برخی ادوار مانند دوره قاجار که اوج شکوفایی تعزیه بود اشکالی از تعزیهخوانی زنانه باب شد (قمرالسلطنه دختر فتحعلی شاه، مجلس تعزیه زنانه در منزلش به راه انداخت که تمام بازیگران و تماشاگران آن زن بودند. این نمایش از آن پس در منزل اشراف برپا میشد و تا اواسط عهد احمدشاه نیزادامه داشت.)
با وجود زمینهای پوشیده از برف و سرمایی که برفضای شهر حکمفرماست و در حالی که کمی آنسوتر تالارهای تئاتر شهر معمولا هر روز با سالنهای نیمه خالی به کار خود ادامه میدهند، چادر تعزیهخوانی مالامال از تماشاگرانی است که حتی از نوع پوشششان نیز میتوان به تفاوت تفکراتشان پی برد.
دختر جوانی به همراه زن میانسال به خانم سالخوردهای کمک میکنند تا از چادر خارج شود؛ چند زن دیگر هنگام گذر این گروه سه نفره با گفتن «قبول باشه» بدرقهشان میکنند. دخترجوان دلیل آمدنشان به تعزیه را ادا کردن نذر مادر بزرگش میداند: «مادر بزرگم نذر کردند که اگر حاجتش برآورده شد ده شب محرم برای عزاداری در مجلس تعزیه شرکت کنند، چون نذرش برآورده شده، من و مادرم با او همراه شدیم.»
اما برای برخی، آمدن به تعزیه نوعی عزاداری مدرن است. مرد میانسالی که با تمام شدن تعزیهخوانی مشغول پاک کردن اشکهای زیر عینکش است می گوید که این سبک سوگواری را به سایر قالب های عزاداری ترجیح می دهد: «به نظر من این نوع عزاداری خیلی بهتر از زنجیر زدن و به سر و سینه خود کوبیدن است چون علاوه بر سوگواری از آنچه بر امام حسین و یارانش رفته درسهای زیادی میآموزیم مثل ایثار، فداکاری، راستی و صداقت.»
در میان کسانی که برای سوگواری به مجلس تعزیه آمدند گروهی هم برای حضورشان دلایل دیگری دارند، گروه سه – چهار نفره از دختر و پسرهای جوان در گوشهای از سالن دور هم جمع شدهاند و در مورد نوع تعزیهای که تازه به پایان رسیده مشغول گفتگو هستند.
«مهتاب»، جوانترین عضو گروه که دانشجوی ترم پنج هنرهای نمایشی است دلیل آمدنشان را دیدن یکی از انواع تعزیه بیان میکند: «من و دوستانم دانشجویان رشته نمایش هستیم به همین سبب سعی میکنیم تا آنجایی که امکان دارد نمایشهای گوناگون را ببینیم. تعزیه هنری است که بیشترین پیشرفتش را در دوره قاجار داشته به همین دلیل اغلب متنهایی که در حال حاضر خوانده میشود یا حتی آهنگهای آنها یادگار همان دوران است. چیزی که بیشتر برای ما اهمیت دارد نوع تعزیهای است که اجرا میشود مثلا تعزیهای که اجرا شد به تعزیه کاشیها، میر عزا یا میر غم معروف است و بیشتر در تهران این نوع از تعزیه اجرا میشود.»
رضا، یکی دیگر از جوانان این گروه کوچک، کنار سکوی اجرای تعزیه مینشیند و از مشکلات تعزیه سخن میگوید: «به نظر میرسد این هنر رو به انقراض است با وجود این، به طور مرتب برای گروههای کوچکی که این هنر را زنده نگاه داشتهاند مشکلتراشی میکنند. مثلا در استانهایی مانند کرمان تعزیهخوانها به راحتی عباسخوانی میکنند و فقط کسی که نقش امام حسین را بازی میکند باید روبنده بزند اما در تهران برای بازی نقش حضرت عباس هم مشکلتراشی میکنند و مرتب بهانه میگیرند. تعزیه نمایشی سنتی است بنابراین زیاد نمیشود در ساختار آن دست برد این اشکالتراشیها فقط این نمایش را به سمت نابودی پیش می برد.»