2009 ژانويه 6
نام کاربری: کلمه عبور:

کیوان حیدری در اتاق خود، جایی که طرح ها بریده می شوند. عکس از :‌ نیما افشارنادری

خیلی از روزهای سال را هدفون در گوش، سوار بر اسکیت در شهرک های تهران می چرخد،‌ کیف اسپری و شابلون هایش را به همراه دارد و آی پاد او ترانه های «CKY» را فریاد می زند.

حالا دیگر، نقاشی های «کیوان حیدری»، با امضای «Ck1» روی خیلی از دیوار های شهر نقش بسته و تصویر بسیاری از پرتره های او، روی وب سايت ها و وبلاگ ها منتشر شده است.

دانشجوی 22 ساله ای است که سال آخر لیسانس نقاشی را در دانشگاه آزاد تبریز می گذراند. می گوید بیشتر کار هایش در شهرک های تهران، یعنی آپادانا و اکباتان روی دیوار ها رفته و البته باشگاه انقلاب را هم بی نصیب نگذاشته است. در تبریز هم کار های زیادی کشیده است:‌

«یک ساختمان مخروبه بود، خارج از شهر، که می خواستند ترمیمش کنند. رفتیم و آن جا کار کشیدیم. عکس هایش را هم در نمایشگاه مهروا، در کنار عکس های دیگران نمایش دادم.»

من را برای مصاحبه، به اتاق اش در خانه پدری دعوت می کند. این خانه در شهرک آپادانا قرار دارد که روی دیوارهایش رد کارهای بسیاری از گرافیتی کارهای تهرانی را می توان دید و شاید بتوان آن را «پایتخت گرافیتی تهران» نامید.

اتاق کیوان، پیش از برگزاری نمایشگاه مملو از کارهای نقاشی است که می خواهد تعدادی را از ميان آن ها، برای نمایشگاه «گل زاده» گزینش کند. اگر فرش اتاقش را کنار بزنید، می بینید که آن جا هم انبار شابلون های اوست.

می گوید : «تا ترم سوم دانشگاه که کار می کردم، استاد هایم جدی نمی گرفتند. اما ترم های آخر نظر استاد ها به تدریج نسبت به من تغییر کرد و دیگر آن را سرگرمی نمی دیدند. استیل خاص کار هایم را درک می کردند. بجز دو تا از استاد های ما نمی دانستند این کار گرافیتی است. فکر می کردند این نوع نقاشی تحت تاثیر موسیقی است که به نظر آنها "کار بیهوده ای" بود.»

وی‍ژگی اصلی کار های کیوان در نمایشگاهی که این روز ها برگزار شده، استفاده از خطوط فارسی و طرح های سنتی در آن ها است.

 خلاصه گفتگو با كيوان حيدري، هفت دقيقه

 مجموعه اي از كارهای ارائه شده در اين نمايشگاه را ببينيد

کیوان، «گرافیتی» را لزوما هنر اعتراض نمی داند. گرافیتی ای که بدون هماهنگی بر روی دیوار مردم کشیده شود را دارای خصوصیات «آنارشیستی» می داند و می گوید که خودش هم شاید جزو این دسته افراد به حساب آید، البته می گوید که آن ها «سعی بر تخریب اموال عمومی ندارند.»

«سعی می کنم حتا از ترک دیوار هم برای زیبا کردن دیوار استفاده کنم. نه این که اموال کسی را تخریب کنم. روی دیوار ها هم که کار می کنم یا مخروبه ها هستند یا اکثرا دیوار دوست ها و آشنا ها. اما خب پیش آمده که روی دیوار های دیگران هم کار کشیده ام و این را زیاد ایراد نمی دانم.»

 تلویزیون شابلون زده شده، کاری از کیوان حیدری، عکس از :‌ نیما افشارنادری
تلویزیون شابلون زده شده، کاری از کیوان حیدری

ترجیح می دهد، طرح های ذهنی اش را بیشتر روی دیوار بکشد تا روی زمین و کف پیاده رو اما به این گزاره، تبصره ای اضافه می کند: «من حتا روی برف هم با اسپری رنگ کار کرده ام. گرافیتی یک هنر بسیار گذراست، هم زمان کشیدن آن کوتاه است و هم ماندگاری اش.»

می پرسم آیا گرافیتی را یک کار ممنوع می داند‌؟ می گوید که این کار، اکثرا یک هنر «غیر رسمی» هست. «اگر هم می بینی که در خارج از ایران، روی دیوار عمومی بزرگ کشیده شده است، بدان که این ها را شهرداری هماهنگ کرده.»

گرافیتی کارها در تهران بیشتر از دیگر شهر ها حضور دارند. اما در اصفهان، شیراز و دیگر شهرها هم تعداد آن ها رو به گسترش است. کیوان می گوید: «در جاهای دیگر، هنوز کارها تقلیدی هستند.»

یکی از انواع کار های گرافیتی، «تگ» زدن است. به معنی نوشتن کلمه ای، یا امضای خاصی،‌ به عنوان موضوع اصلی طرح. فارسی نویسی در گرافیتی هم هنوز رواج زیادی پیدا نکرده و البته به تازگی رو به گسترش است.

کیوان، می گوید که در باشگاه انقلاب، طرحی فارسی را کار کرده است و در آپادانا در استخر پشت مسجد هم چند کار فارسی کشیده است.

گلایه دارد که چرا گرافیتی را به عنوان تخریب یا خط خطی نگاه می کنند: «گرافیتی کارها می توانند بیایند با سازمان زیباسازی صحبت کنند و کاری که یواشکی اجرا می کنیم در اتوبان را ، وقت بگذاریم و به صورت بزرگ تر و با رنگ های بهتر و ماندگار تر در شهر اجرا کنیم تا همه لذت ببرند.»

او، ‌به اين خاطر كارهايش را از خيابان به نمايشگاه برده كه تعداد بیشتری از افراد کارهای او را ببینند.

از کیوان می پرسم که به نظرش کارهای او تا چه اندازه قابلیت تبدیل شدن به یک برند تجاری را دارد؟ پاسخ می دهد:‌ «بستگی به محصول دارد. مثلا دوست دارم تی شرت های چاپ دستی کار کنم و برای آن ها بازار پیدا کنم. دید من فقط به دیوار محدود نیست.» به عنوان نمونه موفق این کار از نيما بهنود، طراح لباس هاي چاپ دستی در نيويورك مثال مي آورد.

يك گرافیتی کار قدیمی و معروف که با امضای A1one طرح می کشد، پس از دیدن کار های کیوان، می گوید : «به عنوان نمایشگاه هنری مرا تکان نداد. حتا اگر کاری تقلیدی هم باشد، شاید دفعه اول آدم را تکان بدهد ولی بار دوم این اتفاق نمی افتد. چون Ck1 برایم مهم است و دوستش دارم، منتظرم همیشه کار های جدید او را ببینم.»

او از این که این کارها گرافیتی نام گرفته گله می کند، چون به گفته او کار کسی که طی یک سال گذشته، روی دیوارهای شهر چندان «خطی نکشیده باشد و فقط یک استنسیل کوچک زده باشد» دیگر گرافیتی به معنای واقعی نیست هرچند که روی پوسترهایش بنویسد «گرافیتی». اما در عین حال می گوید که این، حق هنرمند است تا از رسانه ای که به آن علاقه دارد استفاده کند.

A1one درباره تبلیغات برای این آثار هم، دیدگاه سفت و سختی دارد و حتی با چاپ و نشر آن در مجلات هم مخالف است: «گرافیتی کار، تبلیغ نمی خواهد.»
متن كامل نظر a1one، گرافيتي كار پيش كسوت

پسری که به همراه دوست خود، امیر در خیابان ها ماژیک می کشد و «يزيد» امضا می کند می گوید :‌ «پاتوق ما بر خلاف کیوان که در آپادانا می کشد، بیشتر شهر زیباست» و به کنایه، اضافه می کند : «در محل ما راه که می روی روی اتوبوس و مینی بوس هم بعضی وقت ها نقاشی شده است.»

 اثری از کیوان حیدری
اثری از کیوان حیدری

شمسی گل زاده، مدیر نگارخانه «گلزاده» می گوید که هدف او از پذیرش چنین آثاری، «پشتیبانی از فعالیت های جوانان» بوده است. این نمایشگاه هشتمین مجموعه آثاری است که در این جا روی دیوار رفته.

خانم گل زاده می گوید : «دوست دارم هرکاری را تجربه کنم و دوست دارم که جوانان، ارزش و بهای خود را بدانند و هر چه بیشتر به آن ها بها دهیم، بیشتر خودشان را پیدا می کنند.»

او که می گوید هدفش از راه اندازی این نگارخانه، «تشویق جوانان» بوده و نه فروش آثار و کسب سود مالی، تاکید دارد که باز هم چنین نمایشگاه هایی را برگزار خواهد کرد، حتی با وجود آنکه میهمانان جوان این نمایشگاه، چنان سروصدا و هیاهویی را بر فضای نگارخانه حاکم کرده اند که حتی گفتگویی کوتاه هم بدون پناه بردن به اتاقی دیگر و بستن در ممکن نمی شود.

نمايشگاه گرافيتي در گالري گل زاده، عكس: ‌نيما افشار نادري

«فرهنگ نیا»، خبرنگار جوانی که برای مجله همشهری جوان گزارش تهیه می کند می گوید که با دیدن این نمایشگاه، ‌نظر او نسبت به کار های این چنینی تغییر کرده است. امیدوار است که عامه مردم با این رشته آشنا شوند چون این یک «هنر رسمی» نیست و به عموم مردم مربوط است.

او این رشته از هنر را به طور خاص، «رسانه» می داند. آن را «زیر زمینی» بر می شمرد و پرداختن به آن را در رسانه های رسمی چندان ممکن نمی داند. خروج از زیر زمین را هم برای آن، مضر دانسته و می گوید که در آن صورت این هنر، « آلت دست» خواهد بود. اما نشریات هنری، می توانند نقش مثبتی برای معرفی و بررسی آن ها داشته باشد.

وقتی از نمایشگاه بیرون می آییم، تازه نخستین روز برگزاری به پایان رسیده است. اما در راهرو، طرح ماژیک هایی را می بینیم که امضای میهمانان ناخوانده نمایشگاه را بر خود دارد. صاحب نمایشگاه، احتمالا باید پس از اتمام این دوره، هزینه زیادی برای رنگ و پاکسازی «واکنش» های نوجوانانه بپردازد.

در بحث شرکت کنید

در بحث های حاشیه این مطلب شرکت کنید. شما می توانید یک بحث تازه ایجاد کنید یا به بحثهایی که دیگران آغاز کرده اند بپیوندید و نظر دهید.

+ نظر بدهید