
«وارونهها» مجموعهای از طراحیهای «توکا نيستانی» است که از 16 تا 27 آذر ماه 1386 به نمايش درآمده است. عناصر و محتوای اين طراحیها انسانها و حیواناتی هستند که به صورت وارونه و سر و ته کشيده شدهاند. گفتوگوی کوتاهی که میخوانيد در گالری هما، مکان نمايش اين مجموعه انجام گرفته است:
نسخه شنیداری این گفتگو را بشنوید
برای مشاهده برخی از آثار مجموعه «وارونهها» اینجا کليک کنيد
- اين چندمين نمايشگاهی هست که برگزار میکنيد؟
• سال گذشته دو نمايشگاه برگزار کردم. يک نمايشگاه تکی از طراحیهايی که در کافه میکشيدم و يک نمايشگاه دو نفره با يکی از دوستانم فرهاد فروتنيان. اين نمايشگاه، سومين نمايشگاه جدیام محسوب میشود.
- منظورتان از نمايشگاه جدی چيست؟ مفهومی مقابل نمايشگاه شوخی؟
• نه مقابل شوخی نيست. زمانی هست که شما مثلاً با يک گروه 15 يا 20 نفره با يک يا دو کار نمايشگاهی برگزار میکنيد. به نظرم آن یک نمايشگاه جدی نيست چون کسی نمیتواند با ديدن مثلاً دو تا کار در ميان تعداد زیادی اثر، قضاوت درستی روی کارتان داشته باشد. ولی وقتی نمايشگاهی یک یا دو نفره دارید و يک مجموعهای از کارها را نشان میدهید، خط سير فکريتان را نشان میدهید. نوع کار کردن و نگاهتان را نشان میدهید. فکر میکنم از اين بابت اين تيپ نمايشگاهها جدیتر هستند. اگر نگاه کنيد، میبينید که من در ميان کارهايم تقريباً همه چيز از بد و خوب دارم. عادت هم ندارم که برای نمايشگاه از بين کارهايم سوا کنم. فکر میکنم در هر نمايشگاه انفرادیام، آن چيزی که واقعاً هست، قابليتها و نقطهضعفهايی که دارم، قابل مشاهده است و حق مردم هست که ببينند. يک خط سيری دارم از بد به متوسط و به زعم من خوب. از تمام خط سيرم در اين مجموعه يک يا دو کار دارم. از اين بابت، اين نوع نمايشگاهها را دوست دارم.
- افکار عمومی بيشتر شما را به عنوان يک کارتونيست میشناسند. چطور شده که این بار آثار کارتونیتان را تفکيک کرديد و در اين نمايشگاه ارائه نکرديد؟
• من طراحی را دوست دارم. يعنی هميشه يک بخشی از مشغوليت ذهنی من طراحی بوده. وقتی هم به عنوان کارتونيست کار میکنم، طوری کار میکنم که بتوانند تشخيص دهند من يک قابليتهايی در طراحی دارم. برای من اين مسأله مهم است. فکر کردم اين هم فرصتی است برای اینکه در این زمينه کار کنم. يک مقدار هم از دست همکارها و همصنفیهايم دلخور هستم و دلم هم میخواست که حداقل از نظر فضای فکری کمی فاصله بگيرم.
- به عنوان بيننده نه يک کارشناس به نظرم میرسد که در اين طراحیها اغراقی وجود دارد که در یک کارتون میبينيم. اين واقعيت دارد؟
• واقعيت همین است. بالاخره اغراق کردن بخشی از وجود من شده و شما در زندگی و در حرف زدن من هم میتوانيد اين اغراقها را ببينید.
توکا نيستانی
متولد 1339 شاهرود، طراح، کارتونيست و معمار، فعاليت حرفهای خود را در سال 1358 با «کتاب هفته» آغاز کرد. همکاری با بيش از 50 نشريه طی 28 سال گذشته در کارنامه او ثبت شده است. او منتخب دو دوره از جشنواره مطبوعات کشور در سالهای 80 و 81، برنده هشت جايزه بينالمللی کاريکاتور و داور سه دوره از دوسالانههای بينالمللی کاريکاتور تهران، دو دوره جشنواره مطبوعات و بيستمين نمايشگاه بينالمللی کاريکاتور آيدین دوغان ترکيه و جشنوارههای داخلی و خارجی دیگر بوده است.
- چرا تمام عناصر اين تابلوها اعم از حيوانات و انسان وارونه هستند؟• این موضوع را باید به ناخودآگاه خودم ارجاع بدهم. يک جورهایی فضای ذهنیام را نشان میدهد. شايد فضای ذهنیام وارونه هست. بيشتر میخواستم آدمهای در حال سقوط را بکشم. موجودات در حال سقوط و جهان در حال سقوط را. بعد این وارونگی تعمیم پيدا کرد در تمام کارها. ديدم در حال تبديل به یک مجموعه است. همين مجموعه را جمع کردم به عنوان کار. وقتی يک کارتونيست میخواهد يک نمايشگاه طراحی بگذارد و طنز به آن صورت در کارش دخیل نيست، ممکن است بقیه مردم با کمی سوءظن به قضیه نگاه کنند و حتی با سوءظن برای ديدن نمايشگاه بيايند و بالاخره دنبال يک رد پای ثابت و هميشگی من بگردند. خواستم آن بخش از وجودم را، آن بخش از زندگی طراحیام را در تِمی که انتخاب میکنم و در طنزی که در عنوان نمايشگاه و نگاهم به دنیا است، نشان بدهم. میخواستم هم جواب کارتونيستها و طنزپردازان را به نوعی داده باشم و هم جواب طراحان را.
- این «جواب» را در پاسخ به چه سؤالی داده ايد؟
• سؤال من این بود که وقتی لحظه «برخورد» فرا برسد، چه اتفاقی میافتد؟ اينها همه لحظاتی پيش از برخورد (موجودات در حال سقوط) با زمین هست. چند ثانيه آخر قبل از برخورد است يا درست لحظهای که خوردهاند زمین، ولی هنوز حسش نکردهاند.
* تيتر برگرفته از نام وبلاگ توکا نيستانی است.