
«دیشب سردم بود. امروز دست کردم زیر تخت، دونه دونه لباس های زمستانی را بیرون آوردم. این کاپشن اگرچه بیش از حد گرم است ولی از بقیه تمیز تر بود. عکس ها و نگاتیو هایم را هم همین طور نگاه می دارم»
جلسه پرسش و پاسخی که روز چهارشنبه در نگارخانه ماه مهر، به بهانه نمایشگاه عکس های نصرالله کسرائیان تشکیل شد، سرشار از جمله هایی بود که با بیان آخرین کلمه ی آن، سالن از خنده شرکت کننده ها منفجر می شد. جلسه ای که اگرچه در آن، میهمان از خستگی خود در این روزگار می گفت، اما همزمان به یاد می آورد که برای عکس گرفتن، تا کنون سه میلیون کیلومتر در سراسر ایران رانندگی کرده است.
برای تماشای پنج عکس از کتاب «گذار» ، این جا را کلیک کنیداین جلسه بیش از هر چیز، یک کارگاه درباره عکاسی بود تا یک جلسه تبلیغاتی برای یک کتاب تازه منتشر شده اش : «گذار»
نصرالله کسرائیان 63 ساله، که 15 سال است دیگر عکاسی نمی کند، را می توان یکی از موثر ترین افراد در تولد چیزی به نام کتاب عکس در ایران دانست، او با انتشار کتاب سرزمین من ایران، که شامل عکس هایی از زندگی مردم ایرانی شهر ها و روستاهای گوناگون بود، توانست موجی را آغاز کند تا امروزه، در بسیاری از کتابفروشی ها، قفسه ای مخصوص به کتاب های این چنینی وجود دارد و از استقبال خوبی هم برخوردار می شوند.
عکس های این نمایشگاه متعلق به سال های 46 تا 59 خورشیدی است که مجموعه 100 عکس سیاه و سفید را از نقاط مختلف ایران شامل می شود.
او گفت که ابتدا از هر چیزی عکس می گرفته اما پس از مدتی به این نتیجه رسید که بهتر است سیستماتیک تر کار کند. اگر قرار است این عکس ها به جایی برسد. باید مرتب تر کار کرد. او، این نظر که ابتدا باید قومیت را شناخت و سپس به عکاسی از آن ها پرداخت را تایید می کند و می گوید : «شما واقعا نمی توانید وقتی چیزی برای گفتن به دیگران ندارید، انتظار داشته باشید مخاطب شما باشند، نباید دچار این توهم باشیم که چرا نبوغ ما توسط دیگران درک نشده است، بهتر است گاهی اوقات شک کنیم در این باره، اگر چه ممکن است نابغه ای هم باشد که درک نشده باشد.»

نصرالله کسرائیان، باور دارد که «ماندگاری آثار هنری بستگی به این دارد که چقدر در تولید آن اثر، شما محتوایی برای کشف کردن گنجانده باشید. فکر می کنم مطالعات انسان در یک جایی در اثر درز می کند و خودش را نشان می دهد. پیدا کردن آن که چیزی که در ذهن ما هست، مصادیق آن در اثر بیاید یک هنر است. دانش یک هنرمند با محصولی که تولید می کند ارتباط دارد.»
کسرائیان به ذکر تجربه شخصی اش از سفر ها پرداخت و گفت بخشی از این سفر ها را تنها انجام داده، اما بیشتر آن ها را یا با همسرش و یا برادرش بوده است. درباره ی این که هر عکاسی تنها به سفر برود یا گروهی، می گوید «بستگی به همراه های شما و خود شما دارد. بسته به این که گروه همراه شما به عکاسی تان کمک کند یا امکان عکاسی را از شما سلب کرده و یا سخت تر کند.»
شروع عکاسی اش به گفته خود او، خیلی مشخص نبود، «هر چیزی» ممکن بود برای عکس گرفتن مورد علاقه اش باشد. بعد ها، «آدم ها»، «زندگی آن ها»، «شیوه های معیشتی» و امثال آن برایش جذاب شد. طبیعت را تا جایی که در «ارتباط با انسان» مطرح می شود دوست دارد اما فوری اضافه می کند : «اگرچه از طبیعت تنها هم برای مصرف های مشخصی عکس گرفته ام.»
در پاسخ به سوالی درباره حضور دانش عکاس در عکس هم می گوید : «در عین حال که معتقدم نگاه تولید کننده اثر، در کار هایش بازتاب پیدا می کند اما این رخداد، یک اتفاق مستقیم و ساده نیست، به این شکل نیست که شما یک انسان شریفی باشید، اما لزوما عکسی که می گیرید عکسی باشد که در دفاع از همان چیزی باشد که شما عکس گرفته اید، ممکن است کاربرد عکس علیه آن باشد. کاربرد های شخصی به شکل مستقیم، به اثر ترجمه نمی شود و این باوری است که من دارم.»
او مثالی که برای سخن خود می آورد نقل قول انگلس، فیلسوف انگلیسی درباره بالزاک، نویسنده فرانسوی است : «بالزاک شخصا طرفدار سلطنت، کلیسا و اشرافیت بوده اما مجموعه کار های او را که می خوانیم، هیچ کس به اندازه او نتوانسته زوال تاریخی این موارد را نشان دهد.»
کسرائیان درباره کار کردن تحت عنوان یک مجموعه حقوقی، می گوید که : «جز در دوره کوتاهی، هیچ گاه برای آژانس خاصی عکاسی نکرده ام، اما کار کردن برای یک آژانس، خلاقیت را از بین می برد.»
او درباره آن که روندی که در حال حاضر طی شده چقدر با آرمان های شما و ایده آل هایتان هماهنگ است گفت : «من شخصا خیلی پیش بینی نمی کردم و دقیق نمی دانستم، چشم اندازی که در حال حاضر دارم را در آن زمان نداشتم.»

نصرالله کسرائیان می گوید که در حال حاضر آدم «جاه طلب»ی نیست، او وقتی به تهران آمد فکر می کرد می خواهد نخست وزیر شود، اما اکنون که به عنوان یک عکاس شناخته شده، می گوید مدت هاست این ایده آل ها را کنار گذاشته است.
از این عکاس فرهنگ مردم، تنها یک کتاب منتشر نشده باقی مانده است که شامل عکس هایی درباره «باور» ها و «آیین» های سرزمین ایران خواهد بود.
کسرائیان، در پایان، بالا رفتن سن و خستگی را به عنوان یکی از دلایل عکس نگرفتن در 15 سال گذشته می داند و مورد دیگری را نیز شرح می دهد : «فکر می کردم این کار ها خیلی مهم است اما در حال حاضر این گونه فکر نمی کنم. توان دویدن به دنبال سوژه را داشتم که دیگر ندارم. مجموعه این عوامل است به اضافه این که فکر می کنی دیگر این تکرار، غیر جذاب است. وقتی به جایی برسی که حس می کنی در حال تکرار هستی. من نگفته ام هیچ گاه دیگر عکاسی نمی کنم ، ولی این در صورتی است که چیز دیگری به ذهن من برسد. و آن وقت ممکن است باز هم دوربین در دست بگیرم.»
برای تماشای پنج عکس از کتاب «گذار» ، این جا را کلیک کنید