
کپیسازی از آثار هنری مشهور دنيا کار سادهای نيست. به ويژه اگر قرار باشد، مواد مورد استفاده را متفاوت از هميشه در نظر بگيريد. تصور کنيد اگر وسيله آفرينش تابلويی مانند موناليزا، آجرکهای «لگو» باشد، کار تا چه مقدار پيچيده خواهد شد.
لگوهايی که ميليونها کودک قديم و جديد دو بار آن را به عنوان برترين اسباببازی قرن انتخاب کردهاند، اين بار وسيلهای شده است در دست برخی طرفدارنش تا تابلوهای نقاشان بزرگ را بازآفرينی کنند.
بسياری از طرفداران لگو معتقدند که اين آجرکهای پلاستيکی تنها يک اسباببازی نيستند. در گفتهها و نوشتههای آنان بارها با عبارت «فرهنگ لگو» مواجه میشويد.
شايد بتوان به همين دليل لگو را يک ابزار قوی ارتباط جهانی دانست. بسياری از کودکانی که ديروز خود را با اين سرگرمی گذراندهاند، قطعات آن را هنوز به ياد میآوردند و هنوز قابليت هر يک را به خوبی میشناسند و به همين دلايل مشترک، با يکديگر ارتباط برقرار میکنند.
«هنر لگو» يا Lego Art طيف وسيعی از هنرها را شامل میشود که بيشترين تمرکز آن بازآفرينی نقاشیهای کلاسيک و ساخت حجمهايی با ظرافت بسيار است.
رسم عاشقی
اگر فکر کردهايد که بازی با لگو عادتی است که با رشد کودکان، محو میشود، اشتباه میکنيد. بسياری از بزرگسالان هنوز اسباببازی دانمارکی خود را رها نکردهاند.
تونی پريستمن ۴۳ ساله هنوز هم ساعتها از وقت آزاد خود را به لگوبازی میگذراند. او میگويد: «در ميان لگوبازان يک اصطلاح هست که «عصر سياه» ناميده میشود و آن در نوجوانی اتفاق میافتد که فرد ديگر بزرگ شده و جعبههای اسباببازی را در انباری میگذارد. اما بعداً همسرتان برايتان يک بسته لگوی تازه میخرد و شما شور بازی با آن را از نو کشف میکنيد.»
تونی به ساخت يک خط آهن اسباب بازی با لگو به طول ۱۲ متر در موزه شهر سويندون بريتانيا کمک کرد. وی عقيده دارد گذراندن چند ساعت در هفته برای بازی در اتاق زيرشيروانی خانهاش، خاصيت درمانی دارد.
هنری باش
ناتان ساوايا يک هنرمند خوره لگو است. او در محيطی لبريز از رنگ کار
میکند. همه جا پوشيده شده است از ديوارهايی رنگی که مصالحش آجرکهای لگو هستند.
صندلی کامپيوترش متفاوت از انواع مرسوم در بازار است. قطعاتی پلاستيکی که قرمز، آبی و زرد هستند، بدنه اين صندلی را تشکيل دادهاند. در واقع هر چيزی در اين اتاق از لگو ساخته شده است. صندوق پول، سبد ميوه و گلدان همه و همه از همين جنس هستند.
این هنرمند سی و سه ساله در استوديوی خود که در منهتن نیویورک واقع شده است، مجسمههای کوچک و بزرگ هنرمندانهای را با لگو میسازد.
• «لگولند» نام پارکهای تفريحی لگو است که در دانمارک، بريتانيا، آمريکا و آلمان واقع شدهاند.
• «لگو» جزو ۴ توليدکننده بزرگ اسباببازی در دنيا است.
• برای هر انسان در روی کره زمين ۵۲ آجر لگو موجود است.
• کودکان سالانه پنج ميليارد ساعت وقت خود را صرف بازی با لگو میکنند.
• ۴۰۰ ميليون نفر در سراسر جهان با لگو بازی میکنند.
• فاصله زمين تا کره ماه را میتوان با 40.5 ميليارد قطه لگو پر کرد.
تا کنون عده زيادی به تماشای آثار او آمدهاند که در نمايشگاهی با عنوان «هنر آجری» در شهرهای مختلف برگزار شده است.
ناتان عقيده دارد که تفاوت زيادی ميان مجسمههای او با آثاری وجود دارد که برای سرگرمی ساخته میشوند به همين دليل است که شرکت لگو دوست دارد تا کل کارهای او را خريداری کند اما ناتان در عين حال پول مصالحش را مانند افراد ديگر پرداخت میکند.
در نهايت اين هنر اوست که به عنوان ارزش افزوده اين قطعات، توجه همگان را به خود جلب خواهد کرد.
او سفارشها و پروژهها زيادی را برای ساخت چنين مجسمههايی میپذيرد. از جمله علاقمندان کارهای او ديويد کاپرفيلد، شعبدهباز معروف و همچنين کتابخانه عمومی نيواورلئان است.
لگو روبوت

اين اسباببازی از معدود وسايلی است که از نسلی به نسل بعد به ارث میرسد. شايد بتوان دليل آن را دوام زيادشان دانست اما اين خاصيت در کنار ويژگی «شکلپذيری» باعث شده تا از آن در ساخت روبوت هم استفاده شود. نام لگو حداقل با يک بخش از دنيای فناوری اطلاعات به سختی عجين شده است. «لگو روبوت» نوعی از روبوتها هستند که بدنه اصلیشان از قطعات لگو ساخته شده است.
شاخهای از معتبرترين مسابقات روبوتها در دنيا همواره اختصاص به اين بخش دارد. برای ساخت يک لگو ماشين، بدنه روبات که روی چرخهای پلاستيکی قرار دارد، به وسيله لگوها ساخته شده و مدارهای الکترونيکی داخل آن جاسازی میشوند.
«اوله کرک کريستيانسن» يک نجار دانمارکی بود که در سال ۱۹۳۲ شروع به توليد اسباببازیهای چوبی کرد. لگو در حقيقت برگرفته از دو واژه دانمارکی به مفهوم «خوب بازی کن» است. و در زبان لاتين مفهوم «من کنار هم میگذارم» را دارد. شرکت آقای کريستيانسن آجرهای پلاستيکی را در سال ۱۹۴۹ ارايه کرد. از آن زمان به بعد محصولات اين شرکت متنوعتر شدهاند و آدمکهای خود را بر اساس شخصيتهای مشهور کارتونی فيلمها و رمانهای محبوب عرضه میکند.
لگو در ايران
انقلاب اسلامی ايران که اتفاق افتاد، بسياری از برندهای مشهور هم ايران را ترک کردند. «لگو» هم يکی از اين برندها بود. اما سالها پس از جنگ و با ايجاد امنيت نسبی در اقتصاد، بازار مصرف جذاب ايران مجدداً پذيرای اين برندها شد. هر چند اين بار کالاهايی لوکستر از سابق به نظر میرسيدند.
يکی از مشکلات لگو در بازار ايران، قيمت بالای آن است. ميانگين درآمد مردم در ايران باعث میشود تا اين کالا در سبد خانوار ايرانی کمتر ديده شود. دليل ديگر اين گرانی ناشی از تبديل ارز به ريال است. به طور کلی بر اساس مالياتی که خارج از ايران به خاطر آلودگی محيط زيست از محصولات پلاستيکی گرفته میشود، آن را برای مصرفکننده ايرانی به کالايی لوکس بدل میکند.
شايد اگر لگو در ايران به توليد بپردازد، بتواند با استفاده از مواد اوليه و کارگر ارزان، محصولاتش را به قيمتی پايينتر از اکنون عرضه کند. اين روزها لگو در ايران با افتتاح نمايندگیهای خود فعاليتی دوباره را آغاز کرده و حتی مسابقه لگو روبوت هم برگزار میکند.